دانلود رمان سه کنج از نصیبه رمضانی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۱۳۸۱
خلاصه رمان:
رمان در رابطه با دختری جذاب است ک در شرایطی نامساعد اولین عشق زندگی خود ک هفت سال پیش به دلیل مخالفتهای خانواده ها از یکدیگر جدا شده بودند میبیند و یاداور گذشته میشود شخصیت مرد داستان بینهایت عاشق و دلنشین ک پدری مستبد دارد و هفت سال پیش یکی از مانع های بزرگ رسیدن به معشوق خود پدرش بوده… حال بعد سال ها دیداری دوباره شکل گرفته که شاید اینبار هم به نتیجه دلخواه نرسد …
قسمتی از داستان سه کنج :
نیلوفر با دیدن من رویش را برگرداند و رفت. بدون کلمه ای حرف و حتی شرم از کار عباس. مامان هم از زمانی که رسیده بود داشت گوشه چشم خیسش پاک میکرد دلتنگ و پرسوز از احوال عباس میگفت. -ندیدی پروانه از اول که رفتیم تو اون دخمه تا عباس بیاد،
زنش اخم کرد. دلش رو خون کرد عباسم دمغ بود این زن دختراش رو هم نذاشت درست حسابی بغل کنه. حرف ها و توصیف مادرم را میشنیدم و هیچ کلامی نداشتم بگویم. میان اشک ریختن برای عباس يكبار هم ياد من افتاد و گفت: تو چی کشیدی مادر! مادرم که
حرف میزد تمام لحظه های بی ملاقاتی خودم یادم می آمد و یادآوریش عذابم میداد. تنها رعنا جلوی چشمم جان میگرفت و باز دلتنگ چشم به اشک نشسته و رنگ پریده روز آخر رعنا، برایم نقش میبست. مادر من نگران زندگی عباس بود و من را فراموش کرده بود که سپرد.
به اسحاق به برادرم سپرد تا بیاید و مرا از نادانی برادر دیگرم نجات دهد. هیچ حسی از نگرانیهای زیاد از حد مامان به عباس نداشتم فقط نگاه میکردم اگر میرفتم اتاق تنها و بی ادبی به تنهایی مادرم میشد. آخر هم طاقت نیاورد و هدفش از اشک و آه را باز به زبان آورد …