دانلود رمان شبیه زنجیریم از نصیبه رمضانی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 4584
خلاصه رمان:
قصه ماهورا دختری بیست و شش ساله که روابط آدم های قصهاش شبیه زنجیر بهم وصل هست… ماهورا به رعنا و خانواده… ماهورا به میعاد و خانواده… ماهورای قصه محتاط هست و برای جدا نشدن بند زنجیرها، تلاش میکند و کنارش حیطهی کاری و زندگیش را دارد و اخر هفتههایش را کنار رعنا و میعاد میگذراند. تا اینکه میعاد و یکی از بندهای این زنجیر، برای یک قرار کاری و به مدت دو روز با ماشینش راهی شهر دیگری میشود. اما نه تنها بعد از دو روز، بلکه یک هفته دیگر هم برنمیگردد …
قسمتی از داستان شبیه زنجیریم:
تکیه به صندلی منتظر بودم شاگردهای مشغول نوشتن کارشان را تمام کنند. از همان جا، به وقت باقی مانده آزمون، متوجه شدم سوگند نمینویسد. با سوال و خانم اجازه گفتن ملیکا، سرم سمتش چرخید. اشاره کردم بپرس. آب دهانش را قورت داد و عینکش را با نوک انگشت بالتر فرستاد که عاشق
فرمهای رنگی این دختر بودم. هر هفته یک رنگ متفاوت روی صورت سفید و تپلش نشان از تنوع رنگی این دختر می داد. خانم اجازه… چرا سوال پنج من با سوال پنج دنیا فرق داره؟ سر هر نه نفر و ساکت دیگر بال آمد که تکیه ام رو برداشتم و بلند شدم سر پا. بنویس ملیکا. چشمت رو ورقه خودت باشه.
چشم خانم گفت که میز رو دور زدم. سمت پنجرهی کوتاه و بسته کلاس رفتم و از پشت شیشه نگاه به بیرون و مادرهای منتظر که با هم مشغول صحبت بودند انداختم. دوباره کمرم رو صاف کردم و نگاه به هوای ابری که خیال باز شدن نداشت با شنیدن پچ پچ برگشتم سمت کلاس. دستم رو پشت کمرم
گره زدم و تکیه دادم به رادیات شوفاژ. چشمم از میز کنار دستم چرخید و تمام میزهای دور تا دور کلاس رو نگاه کردم. همه سرشان برگشته بود روی برگه. برخلاف تمام کلاس های آموزشگاه دوست داشتم دور تا دور کلاسم میز باشد و وسط کلاس خالی که بتوانم بالای سر هر کدام بروم و با ذوق نگاهشان کنم …