دانلود رمان پاییز مرا تو رنگ بزن از نصیبه رمضانی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۹۰۷
خلاصه رمان:
صارم دختر ۲۴ ساله ای که همراه مینو مادرش زندگی بدون بابا اردشیر و خواهرش مونا را میگذرانند. خانواده پدری مارال دچار اتفاق هایی میشوند و با رفتن مارال و مینو پای مردی به قول مارال منبسط و منقبض خان به روزمره های مارال باز میشود …
قسمتی از داستان پاییز مرا تو رنگ بزن :
زودتر از هر وقت دیگری به خانه رسیده بودم. خودم را قبل از رفتن مینو به خانه رسانده بودم تا با او مفصل حرف بزنم. باید حرف هایم را میشنید و بعد به فریبا جواب میداد نگران بودم مادرم قبول کند. در را با کلید خودم باز کردم از وقتی که مظفرجان رفته بود گوشها
چشمها و تمام حواس سیمین خانم هم مرخصی رفته بودند و در حال استراحت بودند از پله ها پایین رفتم و قبل از انداختن کلید به در صدای گریه ضعیف مینو به گوشم خورد. کمی مکث کردم و کلید به دست خشک شدم صدایش ضعیف بودو با تلفن صحبت میکرد. با
شتاب و مضطرب، کلید روی در انداختم و داخل شدم هل بودم و کفش هایم را همان دم در با پشت هر دو پایم بیرون کشیدم. مینو صدای ناله اش قطع شد و من با شتاب بیشتری قدم به اتاق گذاشتم. روی تخت و دو زانو نشسته بود. چشمش قرمز بود و سرخ، با صدای
خفه و مونایی که صدا زد ضربان قلبم کند شد و به گمانم لحظه ای کوتاه هم مکث کرد. از بغض و گریهی مینو سردم شد و به سالن برگشتم. اشک هایش را برای مونا میریخت و با شنیدن صدایش گریه میکرد. مگر مونا ارزش گریه کردن هم داشت وقتی ترکمان کرد؟!