دانلود رمان قایمکی از سروناز روحی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۸۰
خلاصه رمان:
ﻣﯿﻌﺎد دانشجویی ﮐﻪ ﭼﻨﺪ وقتی است از دختری در دانشکده ﺑﻪ نام ژینا ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯿﺎﯾﺪ و چون آن دختر در پرورشگاه بزرگ شده میترﺳﺪ او را خانواده ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻨﺪ. میعاد از خانواده ﻣﺬﻫﺒﯽ و ثروتمندی است. او ﺑﺎ دختر عموی خود نامزد است. آن ها قرار است ﺑﻪ ایران ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ و میعاد ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ همین زودی ﺑﺎ پردیس ﻋﻘﺪ ﮐﻨﻨﺪ. وقتی میعاد ﺑﻪ پدر خود میگوید ﮐﻪ خواهان ازدواج ﺑﺎ پردیس ﻧﯿﺴﺖ و میخواهد ﺑﺎ ژینا ازدواج ﮐﻨﺪ …
قسمتی از داستان قایمکی :
با اومدن اتوبوس که میخواست در ایستگاه بایسته براشون بوق زد و اون اتومبیل هم حرکت کرد و رفت. ما هم سوار شدیم و زهرا بعد از دو ایستگاه پیاده شد و منم با دیدن جای خالی در انتهای اتوبوس نفس عمیقی کشیدم و نشستم. از این اتوبوس پیاده شدم و دوباره تو ایستگاه منتظر موندم
برای سوار شدن اتوبوس بعدی… گاهی برای خرید کردن دچار مشکل میشدم چون واقعا بدمسیر بود به میعاد فکر میکردم … صدای کلفت به مرد اومد که انگار با من بود. مثل انسان های ماقبل تاریخ در جواب پرسش ساعت چنده به دوتا چشم مشکی براق خیره شده بودم. بعد به ارومی مچ دستم و بالا
اوردم و زمزمه وار گفتم: یک ربع به هشت… تشکری کرد و مثل برق و باد از جلوی چشمم گذشت. عقب عقب رفتم و روی صندلی ایستگاه اتوبوس ولو .شدم به کتونیهای سفیدم که چرک شده بودن خیره شدم. هنوز به میعاد فکر میکردم… هنوز بوی عطرش تو سرم بود. عمیق تر از قبل صدای جیغ
ترمز اتوبوس رو شنیدم. میلی به بلند شدن نبود مجبوری پاهامو زور کردم که همراهیم کنن… خوشبختانه این یکی هم جایی برای نشستن داشت. جلوی اتوبوس درست کنار پنجره سرمو به شیشه تکیه دادم و به مردم و خیابون نگاه میکردم دستام سرد سرد بود. انگشت هامو جلوی دهنم گرفتم و ها کردم…