دانلود رمان تشریفات از سروناز روحی
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی
تعداد صفحات : ۲۴۶۴
خلاصه رمان:
توی مسیر… اولش مخالف هست… دشمن هست.. پدر و مادر با یه نگاه بی تفاوت که ته چشمشون بهت میگه: نرو… غلطه دختر…! همه اینا هست… اما بعدش وقتی ببینن هنوز مصری … دشمنا دوستت میشن و پدرو مادر مشوق! دنیای تشریفات دنیای همین دوستی ها و دشمنی هاست. تشریفات دنیای منه دنیایی که من وقتی پامو توش گذاشتم یه چهار دیواری خالی بود که من گیجش شدم. اما بعدش… از یه جایی به بعدش گیجی شد عادت… ! شد توبه که برگرد و باز آ… اما…
قسمتی از داستان تشریفات :
مثل یه ادم مسخ شده پشت میز نشستم، ضربان قلبم بالا رفته بود. ادرنالین خونم بالا رفته بود… هیجان داشتم و مطمئن بودم زیر پوستم خون دویده و گلگون شدم! یه جوری دست و پام و گم کرده بودم هنوز باورم نمیشد انقدر گرم و صمیمی و دوستانه باهام برخورد کرده! باهاش چای خوردم!
اولین بارم بود با کسی به نوشیدنی گرم میخوردم و حرف میزدم! اونم با یه غریبه! یه ور ذهنم غر زد: بخاطر اینکه باباتو میشناخت! وگرنه کی به تو محل میکنه.. اخمی کردم. فقط به خاطر همین؟ بابا پزشک حاذقی هست قبول ولی این همه لطف و محبتی که ازش سر ریز میشد همه بخاطر این
اشنایی کوچیک بود؟! دلم میخواست یه ادم بد طینت بود که ازش متنفر میشدم و ارزوی به خاک مالیدنشو میکردم... اما ازش بدم نیومده بود! ازش متنفر نبودم. نسبت بهش هیچ حس بدی نداشتم حتی خوشم هم اومده بود. از صداش… لحنش… حرف زدنش… جذابیت ظاهریش تو دانشگاه که ادم
درست و حسابی ندیدم… استاد آنچنانی هم نداشتم… کل زندگی من همین تشریفات بود و چند تا مشتری که هر وقت حس میکردم دلم میخواد بار دوم اون ها رو ببینم با یه زن دست تو دست میومدن پشت به میز مینشستند! من ادم ندیده بودم! کل زندگی من یا تشریفات بود یا دورهمیهای فامیل…