دانلود رمان ارثیه ابدی از سروناز روحی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۵۴
خلاصه رمان:
الیاس پاکزاد دل در گرو دختر عمه چشم آبی اش… در عمارت پدر بزرگ. اما پریچهر دانشجوی پزشکی که در شب نامزدی با الیاس با رامین پزشک و همکارش فرار میکند و در این سفر با رامین…
قسمتی از داستان ارثیه ابدی :
طلعت هنوز کنار میز تلفن نشسته بود پنجه هایش را توی هم قلاب کرده بود و سعی میکرد حرف های پریچهر را هضم کند. صدای باز شدن در آمد … تنها کسی که در این خانه بی پروا پایش را در خانهی او میگذاشت، امیرعلی بود. نگاهش را به سمت در کشاند. امیرعلی نان برشته ای که در دست
داشت را روی سفرهای، روی کانتر گذاشت و گفت:چیه غمبرک زدی خواهر؟ _بیا دو دقیقه بشین. امیرعلی بی چک و چانه مقابلش روی عسلی، پشت به تلویزیونی که ورزش صبحگاهی پخش میکرد، نشست. پلیور طوسی اش گرد نان را نشان میداد. دو هفته هایی که خانه بود همه از نان گرمی که
میخرید سهم داشتند. طلعت دستش را جلو برد و خرده نان هایی که لای تار و پود پلیوری که به دست خاتون بافته شده بود و جا مانده بودند را تکاند. لبخندی به صورتش زد و گفت: تو پسر عاقلی هستی. امیرعلی نیشخندی زد و گفت حرفات بوی خوبی نمیده آبجی! طلعت با حالی که انگار داشتند توی
دلش رخت میشستند گفت: دستت درد نکنه به آقاجون گفتی پری رفته قم پیشه عمه اش. امیرعلی سری تکان داد و طلعت گفت خاتون میگفت، پری برگرده دستشونو میذاره تو دست هم. امیرعلی چشم هایش را بست و نفس عمیقی کشید و گفت: اینجوری که نمیشه. ولی خب یه مدت مکافات داریم دیگه …