دانلود رمان درد شیرین از بهاره حسنی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۳۰۸
خلاصه رمان:
درد شیرین داستان فاصله هاست. دوری ها و دلتنگی ها. داستان عشق و اسارت، در سنت هاست. از فاصله ها و چشیدن شیرینی درد …
قسمتی از داستان درد شیرین :
آن روز از خانه شیرین بیرون نیامدم حتی یه سر خاک هم نرفتم نمیتوانستم، حالا نه! گاهی از پشت پنجره میدیدم که اهالی روستا مقابل خانه می ایستادند و با کنجکاوی به پنجره نگاه میکردند ولی من کماکان در غار تنهایی خودم بودم. خسته بودم و بیشتر استراحت
کردم. آن پیاده روی در برف خستگی زیادی با خودش همراه آورده بود. گاهی مینوشتم گاهی چرت میزدم و گاهی چیزی میخواندم در کنکاشی که در ساعات اولیه اقامتم در آن خانه کرده بودم گنجینهی شیرین را پیدا کرده بودم. یک کتابخانهی کوچک اما غنی که در
اتاق خواب دخمه مانندش داشت همه چیز آن جا بود. نوشته هایش عکس های خانوادگیمان خاطراتش همهی زندگی اش کُل شیرین در آن اتاق دخمه مانند بود! چند بار خیز برداشتم تا نوشته هایش را بخوانم، خاطراتش را روز شمارها و اشعارش را، اما نتوانستم دستم پیش
نمیرفت حس میکردم که شاید با خواندن آن ها باز هم چیز دیگری بفهمم. شناخت دیگر از خواهر بزرگم. و این چیزی بود که فعلا برایم قابل تحمل نبود باید سعی میکردم تا کمی خودم را پیدا کنم. صبح زود و در آن سرما از خانه بیرون زدم چندنفری در رفت و آمد بودند …