دانلود رمان جمعه سی ام اسفند از بهاره حسنی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 734
خلاصه رمان :
فرین دختری که مادر و خواهرش را از دست داده و با ازدواج مجدد پدرش به نوعی پدر را هم از دست داده است. زندگی تنها و پر از خلا فرین با پیشنهاد بهروز نامزد سابق خواهرش وارد فصل تازه ایی از حوادث و اتفاقات می شود…
قسمتی از داستان جمعه سی ام اسفند:
بعد از آن کمی قدم زدم دلم برای قدم زدن های دو نفره مان با فرح تنگ شده بود. برایش بهایی که با فرح و پگاه می نشستیم و به قول پگاه خل بازی در میآوردیم. فرح و پگاه سیگار میکشیدند و بحث های فلسفی میکردند و من هم کنار شوفاژ مینشستم و گاهی نقاشی میکردم و گاهی کتاب
میخواندم. بعد اخر شب که آن ها از مود فلسفه و عرفان بیرون میآمدند به در بیخیالی میزدیم و دیوانه بازی می کردیم. دلم برای تمام ان لحظات تنگ شده بود گاهی فکر میکردم که همه ما که حالا خودمان را در دردسر انداخته بودیم به نوعی به فرح وابستگی بیمارگونه داشتیم. من و
بهروز عاشق فرح بودیم و پگاه هم شاید علاقه ای واری یک دختر خاله به فرح داشت چیزی مثل خواهر فرح همراه خوبی بود شوخ و بامزه بود مهربان و همدل. اگر نیاز به شانه برای گریستن بود فرح همیشه پیشقدم میشد و اگر نیاز به شوخی و خنده زیاد بود، فرح از هر دلقکی دلقک تر میشد. فرح
همیشه میدانست که چه چیزی برای چه کسی مناسب است. قدم زنان انقلاب را پایین رفتم و بعد سوار تاکسی شدم و به خانه برگشتم. در خانه ابتدا کتابم را با دستمال نم دار خوب تمیز کردم و بعد نشستم و سر صبر آن را خواندم. نزدیک ساعت ده شب بود که بالاخره رضایت دادم و کتاب را پایین گذاشتم …