بخوبی میدانم که بیشتر دانشمندان ایرانی هر کدام بسمهم خود درباره اقبال سخن پردازی نموده و آثار پرارزشی بدست خوانندگان گزارده اند ، ولى من این اجازه را خواهند داد تا چند کلمه ای از قلم نارسای خود مطالب آنها یافزایم، زیرا شخصیت اقبال جای آنرا دارد که کتب متعددی در پاره اش پرشته تحریر درآید و هر یکی از جنبه های فلسفی و هنری او مورد تحقیق و پژوهش عمیق تری قرار بگیرد. او در پانی بسیار ژرف است که گوهر های مضامین بدیع در سینه خود فراوانی دارد و از اینجا است که غواصان معانی در شرق و غرب با سعی هر چه بیشتری برای شناخت مقام والای آن علامه بزرگ کتب جامع و مقالات مبسوطی نگاشته اند. اما نباید پنداشت که اقبال شناسی بپایان رسیده و دیگر مجال سخن پردازی در شخصیت افیال مانده است ، زیرا عنی ز حقایق بسیاری از این متفکر بلند پایه در پرده اخفا مانده است که باید به مرور زمان آشکار گردد، چنانکه خود گوید : کن مبر که بپایان رسید کار مغان هزار باد تاخورده در رگ تاک است….