در خانه های دنجشان یا در کنار رودخانه عمیق پایین دره بود در حالی که با هم آواز یا ترانه زیبایی را با صدای بلند می خواندند. آن شب در سایلنت هیل هیچ صدایی به گوش نمی رسید مگر صدای دلنشین موسیقی و آوازی که تا کیلومترها دورتر قابل شنیدن بود. گویا تمام خانه های چوبی دهکده در خواب ناری فرو رفته بودند و فقط یک عمارت در آن دهکده کوچک بیدار بود. آنجا جایی نبود جز کافه « آتش همیشه روشن » در نتها مهمانخانه آن روستای رییا. موسیقی محلی عاشقانه که با گیتار و پیانو نواخته می شد با همخوانی اهالی سرمست و شادی که همگی در آن مهمانخانه رویایی گردهم آمده بودند، همراهی می شد اشلی گیلی در حالی که پشت بار نشسته بود با ضربه نسبتا محکمی روی میز کوبید و رو به صاحب مهمانخانه گفت…..