دانلود رمان فرشته شیطانی از میس اویل کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی
تعداد صفحات : 2422
خلاصه رمان:
به تقلاهاش نگاه کردم و با خنده گفتم: اون مامانت برات بمیره که این قدر مظلومی تو… موش بخورتت!! با هق هق زیاد داد کشید: آخه تو چی از جونم میخوای؟ چرا منو نمیکشی؟ یه قدم رفتم جلو، خیره شدم تو چشمای سیاهش و گفتم: میخوام داد بکشی!! حال میکنم دردت میاد! راستشو بخوای شاد میشم وقتی جیغ میزنی و التماس میکنی! التماس میکنی بکشمت …
قسمتی از داستان فرشته شیطانی:
ایستادم رو به روی آریا و با پا زدم تو قفسه سینش و گفتم: بلند شو آشغال! با دست گرفتمش و به زور بلندش کردم و چسبوندمش به دیوار. از قدرت بدنی زیادم متعجب شده بود. من یه دختر بودم اما دو برابر خودش زور داشتم، پنج سال بود که بی وقفه تو رینگ مشت زدم و مبارزه کردم. دیواری
که انتخاب کرده بودم جای خوبی بود دقیقا روبروی دوربین.. پوزخند زدم و دستمو گذاشتم روی سینه آریا. هیکلش مثل شایان نبود اما مشخص بود روش کار کرده، عضلاتش زیر دستم منقبض میشدن. لب زدم: اوخی دردت گرفت! بمیرم بی حرف با چشمای نیمه بازش بهم خیره شد دستامو از روی
سینش کم کم کشیدم پایین و پایین تر تا این که رسیدم به لبه تی شرتش. با تعجب و بی جون گفت: داری چه غلطی می کنی؟ بهش میگن شکنجه روحی، بترس از من! کنار گوشش از پشت ماسک لب زدم: هیشششش خفه شو! و گفتم: اسم من آنجیه! نه تو نه بابات و نه مامانت هیچکدوم منو نمیشناسید
من اما پنج ساله شبانه روز زیر نظر دارمتون آب میخورید میفهمم! کنار گوشش دوباره گفتم: خیلی احمقی! و هم زمان دوتا دستمو حلقه دور گلوش و شروع کردم به فشار دادن، چشماش گشاد شد و سعی کرد دستامو برداره. من اما به جای گلوی آریا، گلوی محمدرضا مجد رو میدیدم! هر چقدر تقلا کرد …