رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان باشگاه مشت زنی

کتاب رمان باشگاه مشت‌ زنی اثر چاک پالانیک لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

یک رمان هیجان‌انگیز، پرکشش و در عین حال تأمل‌ برانگیز، که به زوایای تاریک ذهن انسان می‌پردازد. چاک پالانیک در کتاب باشگاه مشت زنی داستان مردانی را روایت می‌کند که می‌کوشند از پیچیدگی‌ها و دشواری‌های جامعه، به جهانی تاریک و سرشار از خشونت پناه ببرند …

تکه ای از داستان باشگاه مشت‌ زنی

آن آدمی که در باشگاه مشت زنی هستم، آن کسی نیست که رئیسم می‌شناسد. بعد از این که یک شب را در باشگاه مشتزنی می‌گذرانید صدای دنیای واقعی در گوشتان پایین می‌آید. دیگر هیچ چیز کفرتان را در نمی‌آورد. حرفتان حجت است. حتا اگر بقیه قانون شکنی کنند یا سین جیمتان کنند، باز هم اعصابتان خرد نمی‌شود. در دنیای واقعی من یک ارزیاب فراخوانم که پیراهنی تنم است و کراواتی به گردن دارم و با دهانی پر از خون در تاریکی نشسته‌ام و اسلاید عوض می‌کنم و همزمان رئیسم برای آدم‌های مایکروسافت توضیح می‌دهد که چه طور این سایه‌ی آبی گل گندم را برای آیکون شرکت انتخاب کرده. در اولین جلسه باشگاه مشت

زنی فقط من و تایلر بودیم که به همدیگر مشت می‌زدیم. قبلا همین برایم بس بود که عصبانی به خانه برگردم و حرص بخورم که چرا زندگی‌ام طبق برنامه پنج ساله‌ای که قبلاً ریخته بودم پیش نمی‌رود. بعد مشغول تروتمیز کردن خانه و اتومبیلم می‌شدم روزی خواهم مرد و یک خانه و اتومبیل خوشگل از من باقی خواهد ماند. زیادی خوشگل. تا وقتی که رویشان خاک بنشیند یا به دست مالک بعدی برسد هیچ چیز پایدار نیست. حتا مونالیزا هم دارد از هم می‌پاشد. از باشگاه مشت زنی به بعد می‌توانم با دندان‌های لقم بازی کنم‌. شاید خودسازی جواب نباشد. تایلر هیچ وقت پدرش را ندیده بود. شاید جواب، خود ویرانگری باشد. من و تایلر هنوز با

هم به باشگاه مشت‌زنی می‌رویم. حالا جلسات باشگاه در زیر زمین یک بار تشکیل می‌شود. هر شنبه شب بعد از تعطیل شدن بار، می‌دیدی که به نسبت هفته‌ی قبل آدم‌های بیشتری آنجا جمع شده‌اند. تایلر زیر نور یک لامپ در وسط زیر زمین بتنی تاریک می‌ایستد و بازتاب سوسوی نور را در صدها جفت چشم رو به رویش می‌بیند. اولین جمله‌ای که تایلر فریاد می‌زند این است: اولین قانون باشگاه مشت زنی اینه که درباره‌ی باشگاه مشت زنی با کسی حرف نمی‌زنید. تایلر فریاد می‌کشد: قانون دوم باشگاه مشت‌زنی اینه که درباره‌ی باشگاه مشت زنی با کسی حرف نمی‌زنید. من پدرم را فقط تا شش سالگی دیدم و الان هم هیچی ازش یادم نیست ‌…

این رمان را از طریق رمان بوک دانلود کنید: رمان باشگاه مشت زنی

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 369 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.