دانلود رمان اوتای از اکرم حسین زاده
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 2352
خلاصه رمان :
من مردیام که به جرم تن ندادن به رسم و رسوم از زادگاهم بیرون کردن، من هم خوب از خجالتشون در اومدم، ولی دنیا بدجوری گرده! الان جوری گشته که بهم احتیاج پیدا کردن ولی من الان یه بوسکور حرفهای هستم با کلی اسم و رسم و ثروت… و من شرط کمک رو ازدواج با زیباترین دختر زادگاهم تعیین کردم… داستان یاشار و اولدوز…
قسمتی از داستان اوتای:
پر حرص برد و موهایش را دور را دور دستش پیچاند، کش سرش را به زور دور آن حجم از موها انداخت، برخورد مرتبشان با سر و رویش دیوانه اش می کرد. با پاشیده شدن خاکستری گرگ و میش شب بی توجه خنده ی کوتاهی کرد و شانه بالا انداخت.
بدون اینکه هیچ عجله ای برای رسیدن به خانه داشته باشد، دست در جیب هایش سراند و گام های بی تکلیفش به گذر زمان طعنه زد.
هنوز به محل نزدیک خانه شان نپیچیده بود که با نشستن دست سنگینی بر شانه اش به سرعت دستش را همراه با چاقویی که همیشه داشت از جیبش بیرون کشید…