دانلود رمان نفس آخر از اکرم حسین زاده (#امیدوار) کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 988
خلاصه رمان :
دختر و پسری که از بچگی با هم بزرگ میشن و به هم دل میدن خانواده پسر مذهبی و خانواده دختر رفتار ازادانه تری دارن مسیر عشق دختر و پسر با توطئه و خودخواهی دیگران دچار دست انداز میشه و این دو دلداده از هم دور میشن حالا بعد از هفت سال شرایطی مهیا شده تا کینهها و نفرت ها، خودی نشون بده و شلاقی بشه بر پیکر عشقشون و عذاب و شکنجههایی که حق دختر داستان نیست، با اون همه عشق و خواستن.
قسمتی از داستان نفس آخر:
خوب گوش کن! راهی که اگه حرکت کنم دیگه بدون توقف تا انتها ادامه پیدا خواهد کرد، عین یه سیاه چاله هست برات، تمومی نداره… هر قدر پیشتر بریم بیشتر به عمقش پی خواهی برد. فقط سقوط هست و سقوط هست و سقوط… قطره درشت عرقی تیره کمرم را به بازی گرفته است.
از جایی میان گردنم راه گرفته و در حال پایین رفتن می باشد. هنوز میانه راه هست که حریف قدرم ادامه میدهد: اما حالا فقط در همین لحظه و نه بیشتر بهت فرصت برگشت میدم. توقف میکند… باز.. باز توقف میکند. آن قطره درشت تا کمرم رسیده است. نگاهم روی گره کراواتش میایستد.
رنگ آن هم سیاه است. سیاه سیاه… رنگ شب… بدون خط… بدون خال… بدون حتی هاله ای کمرنگ! یک رنگ سیاه! می گوید: برگرد و جون خودت رو نجات بده. چشم هایم از گره کراواتش بالاتر می رود. صورتش برعکس همیشه صاف صاف است. بدون هیچ ته ریشی، سفید. لب های موزونش باز تکان
میخورد: دارم اولتیماتوم آخر رو میدم بهت! اگه حرکت کنم دیگه تمومه… تا ابد تمومه… تا نفس آخر… تو می شی جزو دارایی من!!! و من اینقدر خسیسم که از یه ذره از داراییم دست نکشم. تن و مغز و فکر و بدنم گیج می شوند، بین حس خوب و بد معلق می مانند. دارایی او بودن خوب است …