دانلود رمان فایتر از اکرم حسین زاده کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی، هیجانی
تعداد صفحات : ۱۰۹۱
خلاصه رمان:
داستان درمورد دو شخصیت به اسم کیان و لیلی است که لیلی بخاطر مفقود شدن پدرش مجبور میشود خود را به شخصیت پسرانه تبدیل کند و در شرکتی که پدر آن مشغول بکار بود کار کند تا از ماجرای مفقود شدن پدرش سر در بیاورد و در این حین پسر مرموز و مغروری به اسم کیان وارد این شرکت میشود این شخص کسی نیست جز فایتر، خبرنگار و سردبیر بزرگترین روزنامه در خارج… باید دید ک سرآغاز این دو شخصیت چگونه رقم میخورد و در آخر وارد چه ماجراهایی میشوند…
قسمتی از داستان فایتر :
چندمین شبی بود که درست و حسابی خواب به چشمش نمیآمد. آنقدر بیدار میماند که از خستگی بیهوش میشد. برای بار چندم پیام هایی که بین خودشو بهراد رد و بدل شده بود را خواند. _اون مرده که تازه اومده دیگه اذیتت نکرد؟ ببین اگه فکر میکنی به چیزی شک کرده دیگه نباید بری
میفهمی؟ پلیس چیشد؟ حرف جدیدی نداشت؟ سری تکان داد و دیگر جوابهای خود را نخواند غریبه انگار به چیزهایی شک کرده بود از طرفی هم صحبت های پشت تلفنش کمی مشکوک میزد. تمام تلاش های پلیس هم به بن بست خورده بود، نه سرنخی از نامدار بود و نه پدرش نگاهش سمت هال
کشیده شد هنوز نور ملایم موبایل مانی دیده میشد، متوجه بود که چند شبی هست، هر دو بی خواب شدهاند. با یادآوری اینکه صبح جمعه هست، نفس راحتی کشید، واقعا اگر روز تعطیل نداشتند میمرد. لحاف را کنار زد و نشست، نازلی و مادر خواب بودند هر بار که مادرش را نگاه میکرد، از دلش
میگذشت: خدایا سلامتیش رو برگردون. بلند شد و به بهانه خوردن آب از اتاق بیرون آمد مانی حتی دراز هم نکشیده بود به مبل تکیه داده و داشت با تلفن همراهش ور میرفت لیوان آبی پر کرد و در حال مزه مزه کردنش زمزمه کرد: تو هم می خوری برات بیارم. مانی فقط سر بالا انداخت خودش هم…