دانلود رمان بازنده ها نمیخندند از اکرم حسین زاده کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : 2998
خلاصه رمان :
عشق کامران ۱۹ ساله به سلوای ۱۵ ساله و آغاز ماجرا خواستگاری و پس زدن شدن کامران از طرف سلوا اون میبره به ۹ سال بعد بابا لنگ دراز مهربون داستان بعد ۹ سال از تهران به تبریز برمیگرده که عشق زیر خاکسترش و باز شعله ور کنه سلوای که خود دل به همبازی دوران کودکی خود بسته و با حادثه ای که برای امید اتفاق میوفته زندگی سلوا به کل دچار تغییر میشه …
قسمتی از داستان بازنده ها نمیخندند:
با شنیدن موبایلش نگاه به سمت راست کج کرد و با دیدن گوشی در دست رفیقش بی توجه باز هالتر را تا بالای سرش کشید. -بابا خودشو کشت! یکی دو ثانیه هالتر را بالای سرش نگه داشت و نیم نگاهش باز سمت رفیقش رفت. -کیه؟ مهیاد شانه بالا داد: اسم نداره. با بی میلی هالتر را سر جای خود
قرار داد و کمرش را از دستگاه کند: بده ببینم کدوم نره خریه. لب مهیاد به لبخندی کشیده شدو در حال دادن گوشی نگاهش را روی تن عرق کرده رفیقش حرکت داد، نمیتوانست به خود دروغ بگوید حالش از بازگشت او واقعا خوب بود حوله روی میله را برداشت و به سمت او پرت کرد: اینو بنداز رو دوشت
هوا سرده. موبایل را دم گوشش نگه داشت و در حالی که نیمچه چشم غره ای هم سمت مهیاد میرفت حوله را روی دوشش انداخت و در حالیکه صدایش را جدی میکرد گفت: بله بفرمایید. سکوت لحظه ای و بعد صدای فوق نازک پشت خطی ابرویش را بالا پراند: سلام مهندس سعادت بی وفا.
خطی به پیشانی انداخت و سعی کرد این صدای نازکی را که بدون شک شنیده بود ولی اینقدر اهمیت نداشت که شمارهش را سیو داشته باشد به یاد بیاورد. -سلام در خدمتم. صدا لحن ناراضی به خود گرفت: موسویام الینا موسوی گوشه ابرویش را خاراند موسوی؟ ارزش تمرکز و نشسته جواب دادن را نداشت …