دانلود رمان مادام هل از منا معیری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۳۶۹
خلاصه رمان:
سرنوشت برای هلیا ثابت خواب های زیادی دیده است و او را در سراشیبی زندگی و مشکلات قرار میدهد تا با آن دست و پنجه نرم کند. او که به تازگی تنها عضو خانواده اش را از دست داده و در غم و اندوه مادربزرگش فرو رفته متوجه می شود برای مدت از پیش مشخص شده ای صاحب میراث بزرگی شده است. میراثی که شاید تمام آرزوها و بلندپروازی هایش را به واقعیت تبدیل کند. اما هیچ چیز آنطور که تصور می کند پیش نمی رود…
قسمتی از داستان مادام هل :
دو روزی بود که از والا خبری نبود. با آنکه تمام وقتش را برای جابجایی وسایل و راه اندازی کار جدید صرف کرده بود اما باز هم هراز گاهی به یاد غیبتش میافتاد. با نگاهی به ساعت شماره گرفت و منتظر ماند. وقتی کسی پاسخگو نشد ابرو در هم کشید و گوشی را روی مبل انداخت. فضای سالن خلوت تر
شده بود قرار بود با شادی برای خرید چند دست میزو صندلی به بازار بروند. شادی با حوصله تمام لوازم دست دوم شیپور را بررسی میکرد با لذت به پشتی مبل تکیه داد. انگار بالاخره داشت به آرزویش میرسید برای صبح میخواست کیک اسفناج بپزد. حتی مقداری بذر خریده بود تا در باغچه حیاط
بکارد. دستش را روی قلبش گذاشت تمام این اتفاقات خوب را مدیون میترا کریمیان بود مادر والا که چنین میراثی به جا گذاشته بود. با صدای زنگ تلفن نیم خیز شد شماره والا بود تک سرفه ای کرد و جواب داد: الو؟ _زنگ زده بودی. خوبی؟ _اره خوبم. خواستم راجع به خانه سالمندان به خبری بهت بدم.
_خوبه. بگو میشنوم. سینه اش را جلو داد: موضوع رو حل کردیم. _جدی؟ چطور؟ نیازی نبود همهی حقیقت را بگوید با لبخند جواب داد: یه جای مجهزتر جور کردیم و حالا میتونم کافهی خودم رو داشته باشم. _عاليه. صدای والا باعث شد کمی مکث کند. _مریضی؟ یکی دو روزی روبراه نبودم. الان بهترم …