دانلود رمان مرد (Man) نیلوفر قائمی فر کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۵۰۵
خلاصه رمان:
رمان Man با اسم لاتین مطرح میشه تا ایهام اسم به تصویر کشیده بشه، Man در لاتین به معنی یک مرد است و در فارسی به معنی خویشتن ؛ این رمان ارتباط مستقیمی با هر دو معنی داره… این رمان بعد از تحقیق از منابع مختلف نگارش شده و میشه گفت اولین رمانی هست که حداقل در ایران با این موضوع مطرح میشه و هدف اصلی اطلاع رسانی به خوانندگان و روشن بینی و شفاف سازی موضوع است،پدیده ی Man تنها یک قدرت و خواست الهی و جهش ژنتیکی ست نه یک گناه و خشم و عذب …
قسمتی از داستان مرد :
از جا بلند شدم و رفتم به دستشویی تو آینه به خودم نگاه کردم خدایا وای عین این میمونه که پتک تو سرم انگار تو سرم پر از هواس من واقعاً باید چیکار کنم؟ از یه طرف دوستمه، تنها دوست صمیمی من که واقعاً دوستش دارم نمیتونم طی یک روز علاقه ای که بهش دارمو فراموش کنم.
تعلق خاطرمو نمیتونم نادیده بگیرم اونم به خاطر علتی که تقصیر خودشم نیست، من خودم بهش میگم عاشق شدنم دست من نیست بعد اونو سرزنش میکنم؟ چرا زودتر نفهمیدم که کاراش غیر عادیه. این یعنی خود منم غیر عادی هستم. چیکار باید بکنم اون با من راحت تر از قبل شده… وقتی
برگرده چه برخوردی باید باهاش بکنم؟ با کسی در این مورد حرف بزنم شیر آبو باز کردم. صدای تقهی در اومد. حتماً سباست دیگه آروم و قرار نداره موندم این همه مدت چطوری تحمل کرده؟ واقعاً مسخره است. -بله؟ _نازلی جان تویی؟ بابا بود خندم گرفت چه خودمو تحویل گرفتم و طاقچه بالا
گذاشتم. -بله حاج بابا الان میام. وضومو گرفتم و از دست شویی اومدم بیرون به حاج بابا سلام کردم و حاج بابا جواب داد و گفت: چشمت چرا قرمزه؟ -امشب تا صبح بیدار بودم بد خواب شده بودم. حاج بابا با خنده گفت: بله دیدم نه خودت خوابیدی نه گذاشتی سبای بیچاره بخوابه. لبخندی تلخ زدم …