دانلود رمان وسوسه های شورانگیز از نیلوفر قائمی فر
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۶۴۵
خلاصه رمان:
مایا دختریست که با وجود داشتن پدر مادری بیخیال و بی مسئولیت، خودساخته بار میاد اما پر از عقده و کمبود، در بیست و دو سالگی به اجبار پدر و مادرش مجبور به عقد پسری پولدار با جرایم پوشیده در میاد، دوماه بعد عقد پس از ملاقات با منصور دوست پدرش و وکیلی زبده، تصمیم میگیرد از کسری، همسرش جدا بشه و در این طی عشقی شورانگیز سر تاسر لحظه هایی پر از هیجان و احساس پیش میاد اما این عشق یک جا در فرازو نشیبی غیر قابل پیش بینی قرار میگیره، اتفاقی که نمیشد حتی بهش فکر کرد …
قسمتی از داستان وسوسه های شورانگیز :
بالاخره آخر هفته رسید ماندانا مجبور بود بره فرودگاه دنبال مسیح، منم از صبح با گروه تمرین داشتیم تا ساعت شش و نیم اجرای کنسرت زنده یکی از خواننده های به نام و همکاری داشته باشیم. من چون تنها ویلن زن گروه بودم و دختر بودم و جثه زیاد درشتی هـم نداشـتـم يـه جورایی نزدیک خواننده
بودم. برعکس همیشه اون روز چون منصور قرار بود بیاد انقدر هیجان و استرس داشتم که انگار قراره کنکور بدم. بین آنتراک تمرین رفتم با تلفن دفتر به منصور زنگ زدم بعد چهار پنج تا بوق به ساعت نگاه کردم، یعنی سر کلاس؟ جواب داد و سریع گفت: سلام من سرکلاسم، نیم ساعت دیگه…
-منصور، مایام. منصور یه مکث کوتاه کرد و گفت: یه لحظه گوشی.. دوستان ببخشید.. «انگار از کلاس بیرون رفت صدای در رو شنیدم» جانم؟ -سلام ببخشید سر کلاس بودی… -نه نه عزیزم خوبی؟ حالت خوبه؟ «با شور گفتم»: آره آره خوبم زنگ زدم یادت نره امروز. منصور خندید و گفت: مگه میشه
یادم بره بیست دقیقه دیگه کلاسم تموم میشه راه میفتم. با ذوق لبمو گزیدم گفتم: منصور! منصور: جانم؟ -مرسی که میای. منصور: سوگلی دیگه تازه باعث افتخارمه هنرمند کوچولوی من. خندیدم؛ نمیدونم خنده ام از چه جنسی بود ذوق؟ هیجان خجالت؟.. نمیدونم ولی حالمو اون اومدن …