رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان زندگی به وقت اقلیما از نیلوفر قائمی فر رمان رایگان

رمان زندگی به وقت اقلیما از نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان زندگی به وقت اقلیما از نیلوفر قائمی فر کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، فانتزی

تعداد صفحات : ۳۸۷

خلاصه رمان:

درباره دختری به نام جاناست که زندگیش دست خوش اتفاق عجیبی می شود. جانا یک دختر مجرد نقاش با پدر مادری فرهیخته ست که قراره بزودی با شخصی ازدواج کند. روز واقعه جانا درمسیر بازگشت از گالری به خانه با زانیار تصادف می کند و بعد از چند روز وقتی که از کما در می‌آید … او خودش رو اقلیما صاحب همسر و فرزند میداند. از قضا همسر اقلیما برادر زانیار هست و هیچ زمینه ذهنی ای از جانا در سر اونا وجود نداشته و این در صورتی ست که اقلیما دقیقا همون روزِ تصادف فوت شده بود. اما داستان به اینجا ختم نمیشه بلکه …

قسمتی از داستان زندگی به وقت اقلیما :

خونه نقاشی.‌ بازم تضاد خاطره خب! من گالری داشتم پس زن خونه دارهم محسوب نمی‌شدم. نیکی اومد صورتمو میون دستاش گرفت و گفت: مامان، پارک… به اجزای صورتش نگاه کردم برام، خواستنی موجود دنیا بود من مدت های طولانی که پدر مادرمو ندیدم، چون هر دفعه دعوا شد. اصلا نمیخوام

با بابا حسن روبرو بشم.. اما.. اما اونطور که باید هم بی‌تاب و بی‌قرار خونواده منه اقلیما نیستم! انگار آهو جمشید دلتنگیمو پر می‌کنند، اما نیکی چی؟ من این بچه رو چیکار کنم. -نیکی رو چیکار کنم؟ من مادرشم… مگه میشه از این احساس دور موند؟ آهو: نیکیو مثل الان ببین هفته چند روز چند ساعت.

-سیامک ازدواج کنه چی؟ بچه من زیر دست نامادری باشه؟ آهو: یعنی میخوای به دست و پای سیامک بیفتی؟ که با تو باشه؟ اصلا بفرض که بخاطر نیکی این کار رو بکنی، بعدش چی؟ اگر سیامک بگه نه چی؟ تو اونوقت ملکه‌ی یک زندگی نیستی، خودتو به یک مرد تحمیل کردی تو میتونی روزهای

عمرتو اینطوری سپری کنی؟ سری تکون دادمو گفتم: نه آهو اما شاید بشه قراری بینتون باشه که نیکی ساعتایی از روز پیش تو باشه. با بغض آهسته گفتم: سیامک چی؟ آهو دستمو گرفت و بوسیدو گفت: اگر سیامک قسمتت باشه مهرت به دلش می‌شینه. اون روز با آهو نیکیو به پارک بردیم …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
درباره دختری به نام جاناست که زندگیش دست خوش اتفاق عجیبی می شود. جانا یک دختر مجرد نقاش با پدر مادری فرهیخته ست که قراره بزودی با شخصی ازدواج کند. روز واقعه جانا درمسیر بازگشت از گالری به خانه با زانیار تصادف می کند و بعد از چند روز وقتی که از کما در می‌آید ... او خودش رو اقلیما صاحب همسر و فرزند میداند. از قضا همسر اقلیما برادر زانیار هست و هیچ زمینه ذهنی ای از جانا در سر اونا وجود نداشته و این در صورتی ست که اقلیما دقیقا همون روزِ تصادف فوت شده بود. اما داستان به اینجا ختم نمیشه بلکه …
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    زندگی به وقت اقلیما
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی، فانتزی
  • نویسنده
    نیلوفر قائمی فر
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    ۳۸۷
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 5,346 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.