رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان گرداب

رمان گرداب اثر سهیلا ترابی لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

سایه، دختری ۲۲ ساله که از کودکی شیفته‌ی حامد، دوست نزدیک پدرش شده بود، هرگز فکر نمی‌کرد این احساس او را در مسیر تاریکی قرار دهد. در تلاش برای فرار از این عشق ناممکن، با نوید، همکلاسی‌اش که جوان و سرزنده بود، رابطه‌ای صمیمانه ایجاد می‌کند. روزگار اما بی‌رحم‌تر از این است که سایه بتواند به راحتی فراموش کند. نوید و حامد به طور ناگهانی در یک رقابت تجاری در مقابل هم قرار می‌گیرند، و سایه ناچار می‌شود عشقش را برای حامد فاش کند. اما این اعتراف برای حامد به معنای پایان است؛ او سایه را رها می‌کند. پدر سایه وقتی از این داستان خبردار می‌شود، او را تحت فشار می‌گذارد. سایه که از همه‌چیز خسته و درمانده است، دچار تصادفی وحشتناک می‌شود و به کما می‌رود. در حالی که سایه میان مرگ و زندگی است، نوید و حامد درگیر احساسات پیچیده‌ای می‌شوند که مسیر داستان را به سوی پایانی هیجان‌انگیز می‌برد.

خلاصه‌ رمان گرداب

مناسب و درخور رشته ی تحصیلی اش شد و هم مژدگانی از طرف پدر دختر حامد ادامه داد والا راست میگم بذار گیمشو بازی کنه دیگه چشمان سایه چهار تا شد امیر پوفی کرد و گفت اولا حامد اون صدا صدای پیامکش ،بود دوما خودت خوب میدونی – . وقتی رو کاری تمرکز میکنم نمیخوام هیچ سر و صدای اضافی بیاد سایه پوفی کرد ، وقتی پدرش در مورد کاری جدی بود، جای بحثی باقی نمی ماند صدای گوشی را خفه کرد جواب دادن به عسل را به بعد از رفتن حامد موکول کرد ، گفت همش صدای یه تیک بودا بابا جون درش اخم کرد و حامد گفت ببینم تو جز نشستن و زل زدن به ما کار دیگه ای نداری؟

سایه ابرویی بالا انداخت و گفت…نه پدرش ادامه داد راست میگه تو هم مثل مادرت و شایان برو به کارت برس حامد لبخند زد اگه چایی خواستیم خودمون صدات میزنیم البته اگه تو این یک هفته – تونسته باشی چایی ریختنو یاد گرفته باشی سایه پشت چشمی نازک کرد از روی مبل بلند شد ، با اینکه می دانست، حامد میداند آشپزی و خانه داری را حتی بهتر از مادرش می تواند انجام دهد اما باز هم میخواست خودی نشان دهد، انواع چای گیاهی را می توانست مثل آب خوردن مهیا کند واگر این سفارش از طريق حامد دریافت میشد که بهترین سفارش دنیا از آب در می آمد دو ساعتی از خوردن شام گذشته بود.

و تشخیصش مصرف چای سبز بود، قوطی چای را از داخل کابینت پیدا کرد، چای را سریع آماده کرد چای را داخل فنجان ریخت، شالش را مرتب کرد ضربان قلبش دوباره اوج گرفت اولین قدم را برداشت ، صدای خداحافظ گفتن حامد را شنید بغض کرد قدم هایش خشک شد نگاهی به فنجان ها انداخت، قدم رفته را برگشت هر روزش سخت تر از روز قبل میگذشت به یاد نداشت چه زمانی این احساس بزرگ شد اما وقتی به خود که دیگر راه فراری برایش باقی نمانده بود اشک هایش جاری ،شد محتویات فنجان ها را داخل سینک خالی کرد، سریع از آشپزخانه خارج شد.

با دو از پله ها بالا رفت وارد اتاق شد باید با نادیا تماس میگرفت تنها منبع آرامشش او بود ، خاله ی ۳۰ ساله اش پرستار مجردی بود که وظیفه ی مراقبت از مادر پیرش را هم به عهده گرفته بود سریع شماره اش را از بین تماسهای اخیر پیدا کرد، بعد از یک بوق تماس برقرار شد خاله باید باهات حرف بزنم نادیا پوفی کرد ، گفت ابرگشتن؟ دماغش را بالا کشید و جواب داد! آره نادیا سعی کرد خونسردی اش را حفظ کند خوب چه اتفاقی افتاده که باعث شده تو اینجوری گریه کنی؟ سایه جواب داد چایی ریختم براشون ببرم یه هو خداحافظی کرد رفت نادیا با چشمان گشاد شده پرسید.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سایه، دختری ۲۲ ساله که از کودکی شیفته‌ی حامد، دوست نزدیک پدرش شده بود، هرگز فکر نمی‌کرد این احساس او را در مسیر تاریکی قرار دهد. در تلاش برای فرار از این عشق ناممکن، با نوید، همکلاسی‌اش که جوان و سرزنده بود، رابطه‌ای صمیمانه ایجاد می‌کند. روزگار اما بی‌رحم‌تر از این است که سایه بتواند به راحتی فراموش کند. نوید و حامد به طور ناگهانی در یک رقابت تجاری در مقابل هم قرار می‌گیرند، و سایه ناچار می‌شود عشقش را برای حامد فاش کند. اما این اعتراف برای حامد به معنای پایان است؛ او سایه را رها می‌کند. پدر سایه وقتی از این داستان خبردار می‌شود، او را تحت فشار می‌گذارد. سایه که از همه‌چیز خسته و درمانده است، دچار تصادفی وحشتناک می‌شود و به کما می‌رود. در حالی که سایه میان مرگ و زندگی است، نوید و حامد درگیر احساسات پیچیده‌ای می‌شوند که مسیر داستان را به سوی پایانی هیجان‌انگیز می‌برد.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    گرداب
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    سهیلا ترابی
  • صفحات
    871
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 231 بازدید
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.