تاریخ اجتماعی و سیاسی چین، با وجود دیرینگی و شکوه فراوان، چندان شناخته نیست. آنچه از پیشینه این سرزمین دانسته است، داستانهای حماسه گون در باره سران و سلاطین، جنگجویان و هنرمندان چیره دست و کالاهای نفیس بازرگانی است که از آن سرزمین به جاهای دیگر برده می شد، و در این میان گو یا کمتر کسی فرصت یا حوصله آن را داشت به جامعه و میراثهای فرهنگی آن توجه کند و اندیشه های فلسفی و اجتماعی این جامعه پوشیده از رازها را بروشنی و دقت بررسی و مطالعه نماید. پژوهشگران غربی در این زمینه کارنامه درخشانی ندارند و آنچه کرده اند اغلب مطالعاتی برای برآوردن نیازهای استعماری بوده است. هدفهای آنها شناساندن فرهنگ و غنای دیرین فرهنگ چین نبوده، بلکه می خواستند وابستگیهای استعماری را استوارتر کنند. البته استثناهایی بوده و چند پژوهش ارزنده هم به عمل آمده است، اما بسنده نیست. بنابراین دریافته های دیگران از این سرزمین و مرده ریگ فرهنگی آن هنوز کامل نیست و هرگونه پژوهشی در این باره تا زمانی که شناخت بیشتر این فرهنگ ممکن نشده فقط در…..