رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان آنی شرلی در جزیره

کتاب رمان آنی شرلی در جزیره اثر ال ام مونتگمری لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

در این کتاب، آنی شرلی برای ادامه تحصیل به کالج ردموند در جزیره پرنس ادوارد می‌رود. او در آنجا دوستان جدیدی پیدا می‌کند و تجربیات تازه‌ای را کسب می‌کند. آنی در خوابگاه کالج با دختران دیگری هم‌اتاق می‌شود و زندگی در کنار آن‌ها برایش تجربیات جدیدی را به همراه دارد. او با دخترانی با شخصیت‌های مختلف آشنا می‌شود و دوستی‌های جدیدی را شکل می‌دهد …

تکه ای از داستان آنی شرلی در جزیره

آنی، بعد از ظهر روز بعد برای نخستین بار برای گشت و گذار به قبرستان سنت جان رفت. او و پریسیلا قبل از ظهر به ردموند رفته و ثبت نام کرده بودند و تا شب کار دیگری نداشتند. پس از ثبت نام، دخترها مانند کسانی که حکم آزادیشان را دریافت کرده‌اند از ردموند پا به فرار گذاشتند؛ چون اصلا دلشان نمی‌خواست بیش از آن در محاصره غریبه‌هایی بمانند که از چهره بیشترشان حتی نمی‌شد حدس زد از کجا آمده‌اند. دخترهای سال اولی در گروه‌های دو نفری تجمع کرده و با حالتی پرسش گرانه به یکدیگر نگاه می‌کردند. پسرهای سال اولی فکر بهتری کرده و همه با هم روی پلکان عریض سالن ورودی نشسته بودند و با همه توانی که در

شش‌های جوانشان وجود داشت هیاهوی شادمانه‌ای سرداده بودند، گویی می‌خواستند بکشند که تک و توک آن اطراف پرسه می‌زدند و نگاه‌های متکبرانه‌ای به پسر کوچولوهای روی پله‌ها می‌انداختند. هیچ جا اثری از گیلبرت و چارلی نبودند. پریسیلا در حال گذر از فضای داخل دانشکده گفت: هرگز فکر نمی‌کردم روزی برسد که احساس کنم از دیدن یک اسلون خوشحال می‌شوم اما الان مطمئنم که حتی نگاه خیره چارلی هم می‌تواند حالم را جا بیاورد، چون حداقل نگاهش برایم آشناست. آنی آه کشید و گفت: نمی‌توانم توصیف کنم وقتی آنجا ایستاده و منتظر بودم نوبت ثبت نامم برسد؛ چه حالی داشتم. انگار مثل یک قطره کوچک داخل

سطلی بزرگ؛ ناچیر و بی ارزش شده بودم خیلی بد است که احساس کنی ناچیزی اما از آن بدتر این است که به این نتیجه برسی که همیشه همین قدر ناچیز خواهی ماند و من چنین حسی داشتم؛ انگار اصلا به چشم نمی‌آمدم و احتمال می‌دادم بعضی از آن سال دومی‌ها از رویم رد شوند. می‌دانم بعد از مرگم نه اشکی برایم ریخته می‌شود. نه اجرای مراسم و انجام دادن ادایی در کار است. پریسیلا با خون سردی گفت: تا سال بعد باید صبر کنی آن وقت می‌بینی که از همه این سال دومی‌ها با تجربه تر شده‌ایم. مسلما احساس ناچیز بودن خیلی دردناک است اما از آن بدتر این است که مثل من احساس کنی زیادی گنده‌ای و توی چشم می‌آیی… مثل اینکه …

این رمان را از طریق رمان بوک دانلود کنید: رمان آنی شرلی در جزیره

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 85 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.