رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان غرور و آبرو از لیانا دیاکو رمان رایگان

رمان غرور و آبرو از لیانا دیاکو با لینک مستقیم

دانلود رمان غرور و آبرو از لیانا دیاکو کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه، مافیایی

تعداد صفحات : ۱۰۳۹

خلاصه رمان:

صدای بسته شدن درب چوبی میاد، پدر روحانی طبق عادت همیشه در سکوت کامل و با آرامش تو کابین کوچک بغلی می‌شینه و منتظر می‌مونه که شروع کنم. دستم رو روی صلیبی که از گردنم آویزونه می‌ذارم و در حالی که قلبم مثل اسفنجی آب گرفته سنگین شده بدون اینکه از روزنه های لوزی شکل حجاب چوبی بینمون به کشیش نگاه کنم میگم: برام از خداوند طلب آمرزش کن پدر مقدس، چون من یک گناهکارم. “ادامه بده فرزند.” صداش مثل خودش پیر و سالخورده است …

قسمتی از داستان غرور و آبرو :

ماشینو که جلوی یه نایت کلاب نگه میداره با تعجب نگاهش می‌کنم و می‌پرسم: قراره بریم نایت کلاب؟ “اوهوم.” -اما من زیر سن قانونی هستم. راهم نمیدن داخل. یکی از نگهبان‌های غول پیکر درو برام باز میکنه و براندو در حالی که داره پیاده میشه فقط میگه “پیاده شو زیبا” ماشین رو دور می‌زنه دستم

رو می‌گیره و به طرف در ورودی پر سر و صدا می‌بره، جایی که صفی از دختر ها و پسرها منتظرن که وارد بشن. وقتی مرد تقریبا درشتی که تیشرت مشکی و جلیقه‌ی مخصوص گروه موتورسوارا رو داره و مشخصه یه کاره‌ این نایت کلابه میاد جلو. تقریبا می‌چسبم به براندو چون حس می‌کنم این

مرد موقرمز خیلی جدی یه جورایی می‌خواد مچ منو بگیره که نمی‌تونم وارد کلاب بشم اما در عوض با خوش رویی با براندو دست میده و بدون اینکه نیم نگاهی بهم بندازه بهش خوش آمد میگه انگار باهم دوستی قدیمی دارن براندو همون طور که دست من رو محکم گرفته باهاش احوالپرسی می‌کنه

و می‌پرسه”نوح اومده پاتریک؟” پاتریک مردیه با موهای قرمز چشم‌های آبی سرد پوست سفید مایل به سرخ بدون شک باید از حوزه‌ی بریتانیا باشه چون لهجه‌ انگلیسی هم داره به داخل اشاره می‌کنه و جواب میده: آره تو دفترشه با کلمبیایی‌ها قرار داره اما بعدش آزاده. براندو سری بالا و پایین می‌کنه …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
صدای بسته شدن درب چوبی میاد، پدر روحانی طبق عادت همیشه در سکوت کامل و با آرامش تو کابین کوچک بغلی می‌شینه و منتظر می‌مونه که شروع کنم. دستم رو روی صلیبی که از گردنم آویزونه می‌ذارم و در حالی که قلبم مثل اسفنجی آب گرفته سنگین شده بدون اینکه از روزنه های لوزی شکل حجاب چوبی بینمون به کشیش نگاه کنم میگم: برام از خداوند طلب آمرزش کن پدر مقدس، چون من یک گناهکارم. "ادامه بده فرزند." صداش مثل خودش پیر و سالخورده است ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    غرور و آبرو
  • ژانر
    عاشقانه، مافیایی
  • نویسنده
    لیانا دیاکو
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    ۱۰۳۹
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 10,689 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.