دانلود رمان وصله ناجور از سامانتا تاول کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۶۰۸
خلاصه رمان:
دیزی از سنین کودکی پدرش را از دست داده و مادرش برای فراموش کردن غم از دست دادن همسر به چیزای بد روی آورده و کاملاً او و برادرش را به حال خود رها کرده دیزی که خود به مراقبت نیاز داشت… حالا میبایست مسئولیت برادر ۶سالهاش را به عهده بگیرد و از او نگهداری کند بالاخره روزی مادرش آن دو را رها کرده و تمام پولهای آن ها را با خود برداشته و میبرد. دیزی و برادرش را تنها… بدون کوچکترین پول و پشتیبانی میکند. دیزی مجبور میشود ترک تحصیل کرده و برای امرار معاش کار پیدا کند. اما بعداز تحمل سختی های فراوان و بالاخره پیدا کردن کاری در یک مغازه جواهر فروشی …
قسمتی از داستان وصله ناجور :
در حالی که هدفون به گوش داشتم و به آهنگ ” هرجایی که میرم ” از وان ریپابلیک گوش میدادم مواد شوینده گردگیر و سطل برداشتم و جاروبرقی را زیر بغل زدم… آن را روی زمین میکشیدم.. به طرف سالن ورزشی حرکت کردم از یک ساعت پیش که رسیده بودم کاس را ندیدم و در دفترش بسته است.
بنابراین فکر میکنم انجاست. واقعاً میبایست دفترش را تمیز کنم اما در حس و حال این نبودم که یک نفر سرم غر غر کند… بنابر این منتظر خواهم ماند تا بیرون بیاید وقتی به در رسیدم دست هایم آنقدر پر بودند که با پشت دست دستگیره در را فشار دادم و با باسنم در را به طرف جلوه هول داده…
عقب عقب از در وارد شدم و جاروبرقی را به دنبال خود می کشیدم با دیدن کاس و مرد دیگری که با یکدیگر مبارزه می کردند ایستادم حصیر بزرگی روی زمین باشگاه پهن شده بود. کاس و مرد دیگر مانند جنگجوها انگشت های دستشان را با پارچه بسته بودند.. موهای کاس با کش مویی به پشت سرش
بسته شده بود. هرگز قبلا موهایش را اینگونه ندیده بودم… بسیار جذاب بود. پشتش به طرف من بود بنابراین میتوانستم ماهیچه های پشت و شانه اش را به خوبی دید بزنم. عرق از ستون فقراتش پایین میلغزید. خدای بزرگ… در حالی که سر جایم میخکوب شده بودم هدفون را از گوشم بیرون آوردم …