دانلود رمان حفاظت عاشقانه از شهلا خودی زاده کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : 1121
خلاصه رمان:
دنیز دختری زیبا و جسور و متولد شهر استانبول ترکیه است … و قراره با دنیز یه داستان پر ماجرا داشته باشیم … یه داستان متفاوت و شیرین …یه ماجرای عاشقانه… عشق کاوه و دنیز! …
قسمتی از داستان حفاظت عاشقانه:
نیم نگاه تندی به داخل کافه که در آن ساعت تقریبا تمام میز و صندلی هایش پر شده بودند انداختم و یکی از سینی ها را برداشتم و به طرف انتهای آشپزخانه رفتم. بابا به طرفم برگشت و با دیدن من و سینی آماده لبخند زد کاری که همیشه میکرد . دلم با همین لبخند قرص میشد که کارم را درست
انجام داده ام در همین فاصله چند سینی دیگر را هم آوردم و بعد از اتمام کارم بینی ام را چین دادم و گفتم. بفرمایید ندیم خان من آماده ام. و یکی از بشقاب ها را برداشته به طرفش گرفتم… بابا کفگیر را داخل املت خوش آب رنگ مقابلش فرو برد و مقداری از محتوای آن برداشت و با دقت توی بشقاب
کنار زیتون ها گذاشت و مثل همیشه با هیجان و راضی از خود گفت: چابوک چابوک (زود زود) و همین کلمه کافی بود تا من به دستانم سرعت بدهم و بابا هم پشت بندش بشقاب ها را بگیرد و پر کند. سینی ها که پر شدند دستی به سرم کشیدم و روسری ساتن کوتاهی که بسته بودم را برداشتم.
از همان جا نگاهی به چهره گرگرفته ام که از دمای آشپزخانه رنگ گرفته بود توی آینه ی نصب شدهی روی دیوار انداختم. چشمان خوشرنگم آن وقت صبح به زیبایی دریایی پرتلاطم بود و همان لبخند را بر لب هایم مینشاند صدای بابا بلند شد چشم آبی من، خوبی بابا.. برو.. انگار همین جمله کافی بود …