دانلود رمان کمی برایم عشق دم کن از شهلا خودی زاده کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۵۷۹
خلاصه رمان:
مهندس نوشین مجد، دختر جوانی که توانسته خلاقیت و توانایی و شایستگی خود به عنوان یک خانمِ مهندس، به تمام همکاران و اطرافیانش ثابت کند، حالا قراره است وارد یک کمپ پر از مرد شده تا جایگزین معاون یک پروژه (پل سازی) بشود، اما سرپرست کارگاه کسی نیست جز (یاشار توانا) یک مهندس به شدت ضد زن کسی که اجازه نزدیکی هیچ خانمی را به کارش نمیدهد، او با کارشکنی های زیادی برای از بین بردن این پروژه روبه رو است اما …
قسمتی از داستان کمی برایم عشق دم کن:
سه روز از آن ماجرا میگذشت و خداراشکر هیچ خبری نبود. بی شک رحمان و همراهانش اولتیماتوم مهندس توانا را جدی گرفته بودند که خبری از دردسرهایشان نبود. صبح بودو وقت رفتن به کارگاه موهایم را بافتم و مقنعهام را سر کردم. اینطوری توی محیط کار راحت تر بودم و موهایم باعث اذیتم نمیشد.
بیاختیار به یاد نگاه آن شب یاشار توانا افتادم. یک جور خاصی به بافت موهایم نگاه کرده بود. نمیتوانستم نگاهش را معنا کنم اما با یادآوریاش ته دلم یکجور میشد. بیاختیار لبخند زدم و زیر لب پچ زدم: باید بهش میگفتم چشماتو درویش کن آقا پسر. بافت پانچی را که دست بافت مادرم بود
به تن کردم دیگر هوا رو به سرما میرفت و کمکم پاییز میشد. کیف و دسته نقشه ها را برداشتم و از اتاق بیرون زدم جالب بود قوی در همین مدت کوتاه حسابی سر حال شده بود و به محض دیدنم از لانهاش بیرون زدو پارس کرد. -هیشش پسرم انقدر سر صبحی سر و صدا نکن. اما انگار چیزی دیده بود که
میخواست بندش را پاره کند و به سمتم بیاید… جلو رفتم و مقابلش نشستم: قوی چته؟ چی دیدی؟ پارسی کرد و من سر چرخاندم اما قبل از آن که بتوانم واکنشی نشان دهم ضربه ای از پشت به سرم وارد شد و دیگر نفهمیدم چطور پخش زمین شدم. امشب این خانم پرمدعا راهی خانه اش میشد و خلاص …