رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی

نه ساله بودم که شاعر مشهور ایرج میرزا بسکته قلبی درگذشت، پدرم که به او بسیار علاقه و ارادت قلبی داشت، به درستی و راستی، دیانت و امانتش معتقد بود، منظومه های مذهبی تازه سروده ایرج را بخانه آورده، بارها برای ما خوانده بود. به اندازه ای از مرگ ناگهانی وی مبهوت، متأثر و متألم گردید که نمی توان حدی برای آن قائل شد. پدرم اهل ذوق و ادب و مردی بتمام معنی مذهبی بود و در این زمینه ها هم هر منظومه ای که بدستش میرسید در دفتری که برای این امر تخصیص داده بود یادداشت می کرد…..

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 94 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.