کتاب رمان اژدهای سرخ (جلد اول) اثر توماس هریس لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها
در نخستین کتاب از مجموعه هانیبال لکتر، روانپزشک ترسناک خود را در داستانی درباره یک سایکوپث جانی که در توهمی مرگبار و جنون آمیز گیر افتاده، به مخاطبین معرفی میکند. لکتر اکنون در زندان است، اما FBI برای دستگیری قاتل دو خانواده به کمک او نیاز دارد. قاتل که خود را اژدهای سرخ نامیده، به منظور ارضای عطش خود، در حال برنامه ریزی برای انجام قتلهای بعدی است. FBI که سرنخهای چندانی از این پرونده ندارد، ویل گراهام را مسئول انجام تحقیقات برای یافتن قاتل می کند. قتلها با مراحل مختلف در چرخه ماه در ارتباط هستند، و زمان به سرعت در حال از دست رفتن است …
خلاصه رمان اژدهای سرخ
کپیهای کمرنگ و ضعیف از یادداشتها، در مورد کلیه تماسهای پرونده لیدز، بر روی میز کار بادی اسپرینگ فیلد قرار داشت. سه شنبه، ساعت هفت صبح بود. وقتی اسپرینگ فیلد به محل کارش رسید، شصت و سه تا از آنها در آنجا بود. مهم ترینشان با نشان قرمز مشخص شده بود. در این یکی ذکر شده بود که پلیس بیرمنگام یک گربه دفن شده در یک جعبه کفش را، در پشت گاراژ خانه جاکوبی یافته بود. گربه شناخته گلی در میان پنجههایش داشت و در حوله ظرف خشک کنی پیچیده شده بود. اسم گربه با خطی بچگانه بر روی درپوش آن دیده میشد. گربه هیچ قلادهای نداشت، یک ریسمان با یک گره کار آدمی بزرگسال درپوش را بالا
نگه داشته بود. معاینه کننده پزشکی بیرمنگام گفت که حیوان خفه شده است. بدن حیوان را تراشیده، اما هیچ سوراخی پیدا نکرده بودند. اسپرینگ فیلد دسته عینکش را به جلوی دندان هایش میزد. آنان قطعه زمینی نرم پیدا کرده و آن را با بیل کنده بودند. حتی به دستگاه حفاری متان پر آب هم نیازی نبود. همچنان حق با گراهام بود. رئیس کارآگاهان شست خود را با نوک زبان تر کرد و به خواندن بقیة کپیها پرداخت. مطالب بیشتر آنها گزارش درباره وسایل نقلیهای بود که در سراسر هفته گذشته در آن محله مشاهده شده بودند. توضیحات مهم بود و تنها نوع و رنگ خودروها را مشخص میکرد. چهار تماس تلفنی ناشناسی
نیز با شهروندان آثلاث گرفته و به انسان گفته شده بود: من میخواهم ترتیب شمارو هم مثل ليدرها بدم. گزارش هویت لوییس در میان توده گزارشها بود. اسپرینگ فیلد با فرمانده کشیک نوبت کاری شبانه تماس گرفت. -قضیه گزارش کنتور خوان درباره این آقای پارسونز که شماره ۲۸ زندگی میکنه چیه؟ -رئیس، ما سعی کردیم با شرکتهای خدمات برق تماس بگیریم که بینیم آیا اونها کسی رو در اون خیابون دارن. همین امروز صبح باید به ما جواب بدن. -یکی رو بفرستین ازشون جواب بگیره همین حالا با اداره پاکسازی و شهرداری هماهنگ کنن تا به مجوز ساخت و ساز در محدوده خیابون نگاهی بیندازین توی ماشینم، باهام تماس بگیر …
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.