رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان یراق [جلد ²]

رمان یراق اثر مریم اندریانی لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

نواز، دختر خودساخته‌ای که تمام زندگی‌اش با سختی و غم سپری شده و خودش رو وقف اطرافیانش کرده. درست وقتی فکر می‌کنه دنیا کم‌کم داره روی خوش بهش نشون میده، با ورود افراد جدید به زندگیش سونامی به پا می‌شه. و تنها کسی که می‌تونه مرهم درد های زندگیش باشه، پزشکی به نام برهانه.

تکه ای از رمان یراق [جلد ²]

نفس عمیقی کشیدم و دراز کشیدم. حالا میتونستم بخوابم. سعی میکردم چشم باز کنم و آخرین نگاه رو به اطراف بندازم ولی توانش رو نداشتم. مثل یه لاشه افتاده بودم و داشتم به عالم بیخبری میرفتم. صداهایی رو اطرافم میشنیدم. دستهایی شونه ام رو گرفت و منو توی جام نشوند اختیار سرم رو نداشتم و به عقب خم شد. آروم به صورتم زد. صداش رو میشنیدم و نمیشنیدم.

– نواز؟ نواز بیدار شو. – پلکم باز شد و من در حد دهم ثانیه دو نفر رو دیدم که مقابلم ایستادن. دو مرد. صدای مرد مقابلم شبیه صدای برهان بود ولی دیگری صحبت نمیکرد تا بشناسمش. دست ها روی صورتم قرار گرفت و سرم رو ثابت نگه داشت و بلند گفت – چی مصرف کردی بیشعور. و بلافاصله از جام کنده شدم. وارد یه جای نورانی شدم و دستی دهنم رو باز کرد و به انتهای حلقم فرستاده شد. سرفه ای کردم و تو یک لحظه تمام محتویات معدم رو بالا آوردم.

ایندفعه بی حال تر از قبل شدم و فقط صدای یک مرد رو میشنیدم که گریه میکرد. – غلط کردم نواز. نباید اون حرفو بهت میزدم. غلط کردم چیزیت نشه. چیزیت نشه. خداااا. – و صدای داد برهان که بهش گفت: – ساکت شو لعنتی، ساکت شو خانم !خانم لطفاًبیدار شید. با صدای ظریف و ملایمی که به حتم از این فاصله تنها مخاطبش من بودم، چشم هام رو باز کردم .با دیدن لبخندش ناخودآگاه من هم لبخندی زدم. –عزیزم رسیدیم،لطفاًکمکم پیاده شید. گلوم رو صاف کردم.

مچکر،حتما.ً قوسی به کمرم دادم و شالم رو مرتب کردم. صدای گوشیم حواسم رو جمع خودش کرد. –نرسیدی؟ چرا الان فرود اومدیم. –بیرون منتظرم. لب هام رو جمع کردم و حین این که چمدونم رو پایین میآوردم،به رفتارهای این چند روزش فکر کردم . من این آدم رو حفظ بودم .این سردی و این بی حوصلگی عادی نبود .همه ی اینها نوید اتفاقی رو میدادن .تو این چند روز ،هر جمله ی چی شدهای که از ذهنم خارج میشد به یه مدلی پیچونده میشد .ترجیح میدادم خودش بگه چیشده .با گرفته شدن دسته ی چمدون از دستم هین خفهای کشیدم و به صاحب دست نگاه کردم. –دو بار صدات زدم ،حواست کجاست چوب شور؟ و بدون کوچکترین مجالی به آغوشش کشیده شدم. –پیمان؟ دست هام رو دورش حلقه کردم و نفس عمیقی کشیدم. –جان دل پیمان.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
نواز، دختر خودساخته‌ای که تمام زندگی‌اش با سختی و غم سپری شده و خودش رو وقف اطرافیانش کرده. درست وقتی فکر می‌کنه دنیا کم‌کم داره روی خوش بهش نشون میده، با ورود افراد جدید به زندگیش سونامی به پا می‌شه. و تنها کسی که می‌تونه مرهم درد های زندگیش باشه، پزشکی به نام برهانه.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    یراق [جلد ²]
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    مریم اندریانی
  • صفحات
    1254
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 701 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.