رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان راز شبانه

رمان راز شبانه اثر ساناز لرکی لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

شبانه دختری است که عاشق عکاسی ست اما برادرش شدیدا با این قضیه مخالف است. بدون اطلاع خانواده برای یک مصاحبه میرود و در مسیر برگشت تصادف میکند در آمبولانس متوجه میشود هیچ چیز تصادفی نیست و سرنشینان ماشین و حتی مرد مرموزی که به ظاهر عابر بوده و سوار ماشین شده هم همگی بخشی از یک نقشه هستند. پازلی که باید حل شود.

تکه ای از رمان راز شبانه

بگو چشم و پیاده شو بریم ناهار بخوریم. ریحان در اوج استیصال احساس کرد مهراد رسما ًشبیه یکی حیوان کوچک خانگی با او برخورد میکند اما با خودش رودربایستی نداشت نه جایی برای رفتن داشت و نه پولی برای گذراندن و هنوز امیدوار بود شانسش را در مورد او امتحان کند هرچند هنوز مرز میان تنفر و دوست داشتن در وجودش مشخص نبود و توی دلش نالید چه میشود اگر این مرد را آنقدر عاشق کند که بیچاره شود. انتقام لذتبخشی میشد زیر لب گفت چشم و پیاده شد.

آراز با آهنگ روی فرمان ضرب گرفته بود. آهنگ شاد فرانسوی، اسپرسو با شکلات فندقی و حتی باد برف آلودی که از پنجرهی ماشین داخل میآمد هم نتوانست حال شبانه را بهتر کند. حسابی به هم ریخته بود. سرش را به صندلی تکیه داد و به روبه رو خیره شد. سرش از حجم افکار داشت منفجر میشد. نفس عمیقی کشید و برگشت

به مردی که کنار دستش نشسته بود نگاه کرد. آراز لبخندی زد و گذرا نگاهش کرد. _میدونی شبانه از هر زاویه ای بهش نگاه میکنم باید با مهراد صحبت کنم. شبانه آنقدر فکرش مشغول بود که متوجه حرف او نشد. _در مورد چی صحبت کنی؟ آزار آنقدر جدی جواب داد که شبانه برای لحظه ای مات نگاهش کرد. _در مورد لیلی شاهنامه. که زن بود. صدای خنده شان در ماشین پیچید.

شبانه درونش احساس کرد آراز اگر با لوده بازی دقش ندهد شاید بتوان روی ادام هاش فکر کرد. از فکر اینکه در افکارش به رابطه با آراز رسید. قلبش توی سینه تپید چون در همان لحظه میخواست به او بگوید که همه چیز پیچیدهتر است و هنوز بااحساسش بلاتکلیف است، اما ماشین متوقف شد و با دیدن دفتر روزنامه حرف توی دهان شبانه خشکید. آراز ماشین را پارک کرد و در حالی که سوییچ را میکشید گفت: _خوبی شبانه؟

شبانه سری به نشانه ی تایید تکان داد و زیرلب نالید. _بریم. به محض پیاده شدن از ماشین سرچرخاند و به خیابان جایی که تصادف کرده بود چشم چرخاند. احساس بسیار غریبی بود صحنه به صحنه و لحظه به لحظه ی آن روز کذایی و تصادف پیش نظرش جان گرفت و صدای آراز از پشت سر او را به خودش آورد.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
شبانه دختری است که عاشق عکاسی ست اما برادرش شدیدا با این قضیه مخالف است. بدون اطلاع خانواده برای یک مصاحبه میرود و در مسیر برگشت تصادف میکند در آمبولانس متوجه میشود هیچ چیز تصادفی نیست و سرنشینان ماشین و حتی مرد مرموزی که به ظاهر عابر بوده و سوار ماشین شده هم همگی بخشی از یک نقشه هستند. پازلی که باید حل شود.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    راز شبانه
  • ژانر
    عاشقانه، معمایی
  • نویسنده
    ساناز لرکی
  • صفحات
    770
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 2,412 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.