دانلود رمان تو را در گوش خدا آرزو کردم از لیلا نوروزی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی
تعداد صفحات : 3298
خلاصه رمان:
غزال دختر یه تاجر معروف به اسم همایون رادمنشه که به خاطر مشکل پدرش و درگیری اون با پدر نامزدش، مجبور میشه مدتی همخونهی خسروملکنیا بشه. مرد جذاب و مرموزی که مادرش بهخاطر اتفاقات گذشته قراره دمار از روزگار غزال دربیاره و این بین خسرو خان …
قسمتی از داستان تو را در گوش خدا آرزو کردم:
خورشید ثانیه ها و دقیقه هاست که رو از آسمان گرفته، و خاکستریِ بیرحمی، روشنی آسمان را در آغوش کشیده است. صدای بوق بی امان ماشین ها و بوی دود و غربت شهر جوری آویزان افکارم شده، که حتی قدرت تحلیل آنچه بر من گذشته را ندارم. لبه پل میایستم. شکمم را میچسبانم به حفاظ آهنیِ
کنارش، و خیره میشوم به جریان سیال ماشین ها. اتفاقات عجیب چند ساعت گذشته، درست مثل چراغ راهنمای انتهای مسیر در ذهنم روشن و خاموش میشود و با هر بار تکرارش بیش از پیش در بهت عمیقی غرقم میکند. میان آن همه هیاهو در ذهنم، پژواکِ صدای خالی از احساس امین و آخرین
جملههایش، حکم زدن فندک کنار انبار باروت را دارد که هر آن ممکن است به آتش بکشاندش. آرنج هردو دستم را روی لبه آهنی حفاظ پل میگذارم و اجازه میدهم، باد میان موهایی که به تازگی قدش تا سرِ گوشم رسیده، خوش رقصی کند. دستم را بالا میآورم و از زیر شالی که چیزی تا رها شدنش
نمانده، گردنم را لمس میکنم. میان آن سوز سرما، کوره آتشم. نمناکی روی گردنم که روی سر انگشتانم مینشیند، از خودم میپرسم: “چرا؟” چرایی؛ که در آن لحظه هیچ امیدی برای رسیدن به پاسخ برایش ندارم. پالس های صدای امین چکش وار و بدون وقفه روی باورهایم کوبیده میشود و هر بار که …