رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان در ساحل چشمانت آرام می‌گیرم از zohal رمان رایگان

رمان در ساحل چشمانت آرام می‌گیرم از zohal با لینک مستقیم

دانلود رمان در ساحل چشمانت آرام می‌گیرم از zohal کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۸۰۱

خلاصه رمان:

با صدای جیغ بلند نگار از خواب ملوسم پریدم… _دریااا دختره ی بی فکر تو گرفتی خوابیدی؟ عه عه نگاش کن تو روخدا… چه جدی هم گرفته! مقنعشم در آورده ور پریده… دکتر داره از خشم منفجر میشه تو عین جغد به من زل زدی شاسگول؟ تو خجا… همونطور که خمیازه می‌کشیدم پریدم وسط چرت و پرت گفتناش: وای جان مادرت ول کن نگار… چقدر حرف میزنی… این فک بیچارت چی می‌کشه از دست تو… اومدم بابا بعد با ناز از جلوی چشمای بهت زده نگار با عشوه رد شدم و مقنعمو از روی میز چنگ زدم…

قسمتی از داستان در ساحل چشمانت آرام می‌گیرم :

آخرای شعر آهنگ هق‌هق های نگار بدجور دل همه رو سوزوند من همینطور که اشک می‌ریختم نگار رو توی آغوشم کشیدم.. نگار بدون توجه به موقعیتمون گریه می‌کرد… الهی… بمیرم برات نگار بمیرم برای دلت خواهری… پشت نگار رو نوازش می‌کردم و با هر قطره اشکش اشک می‌ریختم… نگاهم به

نگاه خیس مهراد گره خورد… چه دلی داره این مرد… مهراد بدون آمادگی از جاش بلند شد به سمت صندلی نگار اومد… آروم صداش زد: نگارم… خانومم… زندگیم…نکن…. داغونم نکن شم… به قرآن کم آوردم… نگار سرشو بلند کرد چشمای و سشو دوخت به مهرادو نالید: نمیتونم… بعد خیلی سریع از

کلاس دوید بیرون… خسته و کوفته از دانشگاه خارج شدم… تو دانشگاه نبود… حتی ماشینشم نبرده بود… مهراد بیچاره داشت از نگرانی دق می‌کرد… حتی هوراد هم نگران شده بود … همین که به خاطر بهم ریختن کلاس باز خواستمون نکرد آقاییشو می‌رسوند… ولی هنوزم ازش دلگیر بودم… عوضی

دیشب بد حرفایی بهم زد… امروزم که بهتره نگم… کلافه به دور و اطرافم نگاه کردم… خانم کیفشو جا گذاشته اما سوییچش تو جیبش بود.. حالا باید با تاکسی برم خونه.. حالا خداروشکر کیفش رو مهراد قبول کرد وگرنه مجبور بودم دو تا کیف رو خر کش کنم… همینطور سردرگم به سمت یکی از …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
با صدای جیغ بلند نگار از خواب ملوسم پریدم... _دریااا دختره ی بی فکر تو گرفتی خوابیدی؟ عه عه نگاش کن تو روخدا... چه جدی هم گرفته! مقنعشم در آورده ور پریده... دکتر داره از خشم منفجر میشه تو عین جغد به من زل زدی شاسگول؟ تو خجا... همونطور که خمیازه می‌کشیدم پریدم وسط چرت و پرت گفتناش: وای جان مادرت ول کن نگار... چقدر حرف میزنی... این فک بیچارت چی می‌کشه از دست تو... اومدم بابا بعد با ناز از جلوی چشمای بهت زده نگار با عشوه رد شدم و مقنعمو از روی میز چنگ زدم...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    در ساحل چشمانت آرام می‌گیرم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    zohal
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    ۸۰۱
خرید کتاب
25,400 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 2,593 بازدید
  • 25,400 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.