رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود کتاب کهن دیارا خاطرات فرح پهلوی

کتاب کهن دیارا نوشته فرح پهلوی ( فرح دیبا) آخرین همسر محمدرضا شاه پهلوی است. فرح پهلوی بعد از سال ها سکوت، خاطرات خود را در سال ۱۳۸۳ به زبان فرانسته منتشر کرد. البته ترجمه فارسی این کتاب نیز بدون مشخص شدن نام مترجم، مقدمه از روند انتشار به فارسی، اندکی بعد از خود کتاب منتشر شد.

کتاب کهن دیارا، یکی از بهترین کتاب های تاریخی است که به دلیل اینکه فرح پهلوی، این کتاب را از خاطرات خود نوشته است به آن کتاب خاطرات فرح دیبا نیز می نامند. این کتاب یکی از معدود کتاب های تاریخی است که در بین تمامی افراد مورد قبول است و افراد زیادی به آن علاقه دارند و آن را مطالعه می کنند.

معرفی کتاب کهن دیارا یا کتاب خاطرات فرح دیبا

همانطور که بیان شد کتاب کهن دیارا، یکی از بهترین کتاب های تاریخی است که توسط فرح دیبا، آخرین همسر محمد رضا پهلوی است که اولین بار در سال ۱۳۸۳ خورشیدی در فرانسه به چاپ رسید. در شناسنامه این کتاب، محل انتشاری وجود ندارد و نام نویسنده نیز Farah Diba Pahlavi نوشته شده است. مسئولیت چاپ این کتاب نیز با شخصی به نام فرزاد است که این کتاب را در فرانسه چاپ و منتشر کرد.

خلاصه کتاب کهن دیارا

کتاب کهن دیارا، از پنج بخش تشکیل شده است که هر قسمت به دوره ای از زندگی آخرین ملکه دربار پهلوی اختصاص دارد.این بخش ها عبارت اند از:

دوران کودکی تا ازدواج

دوران آغاز فعالیت پس از ورود به دربار

دوران بیماری محمدرضا شاه و فرار از کشور

دوران آوارگی تا مرگ شاه

دوران پس از شاه

کتاب کهن دیارا، گویای خاطرات و زندگینامه ملکه ایران، در دوره پهلوی است. فرح با نام اصلی فرح دیبا طباطبایی، معمار، نقاش، نویسنده، مترجم و همسر محمدرضا شاه پهلوی است. او شهبانوی ایران از ۲۹ آذر ۱۳۳۸ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بود. وی تا پیش از انقلاب ایران، با عنوان سلطنتی «عُلیاحضرت شهبانو»، خطاب می شد. کهن دیارا، از لحظات اندوه بار فرح در هنگام ترک وطن، در انقلاب ۵۷ یاد می کند. از سختی ها و فراز و نشیب های دوران مجردی تا فعالیت های او در دوران پس از مرگ محمدرضا شاه پهلوی.

هربار که صبح ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ را به یاد می آورم، اندوهی عمیق و بی پایان قلبم را می فشارد. آن روز تهران در سکوتی دلهره آور فرو رفته بود. گویی پایتخت ما که از چند ماه پیش در خون و آتش به سر می برد، ناگهان نفس در سینه حبس کرده بود. ما در آن روز به سفر می رفتیم، مملکت را ترک می گفتیم با این گمان که دور شدن موقت پادشاه به آرام کردن شورش کمک خواهد کرد.

ما به سفر می رفتیم تصمیم به این سفر از ده روز پیش گرفته شده بود. ما به طور رسمی برای چند هفته استراحت به خارج از کشور پرواز می کردیم.

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 226 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.