– میدونی چیه؟ +نه. -متأسفانه منم نمیدونم چیه فقط می دونم درد داره… +رفت. -رفت؟ +غم آخرت باشه. با لبخندی خسته. -غم از این بالاتر هم هست. اصلا چیزی مونده که بره … +حواست به خودت هست؟ -سکوت… +دیدمت اون روز گریه میکردی براش. -سکوت… +نمیخوای تمومش کنی؟ -اشک ریختن براش خیلی لذت بخشه..! +آرزوت چیه؟ -آرزو! مثل قبلا بیاد دیدنم. من ببینمش اون نبینتم. جای اون دسته گل لالهش دسته گل گلایل دستش باشه، آزوی قشنگیه نه…؟! +رد داری؟ -این چه سوالیه؟ +جواب بده. -خب… آره! +توصيفش كن. -حرفاش، نگاهش، آغوشش، صداش، خندههاش،
غیرتی شدناش، همه برای یکی دیگه ست ولی یاد خاطراتش برای من درد بدیه تا تجربه نکنی نمیفهمی…! +نمیخوای تمومش کنی؟ -من میخوام ولی دردش نمیزاره … +تو مگه آرامش نمیخوای؟ -آرامش من توی صداش خلاصه شده…! +دردت چیه؟ -نمیدونم فقط میدونم اون درمونمه! +خوبی؟ -تو خوبی؟ +جوابمو ندادی! -خوبم! +میدونستی دروغگوی خوبی نیستی؟ -آره، مث اون حرفه ای نیستم. +تو که بازم چشات اشکی ان! -راستش من مثل اون آسمونیام که به خاطر خندهی گلش میباره… +اگه برگرده… -اون دیگه برنمیگرده! +اگه برگرده… -من دیگه بر نمیگردم! +دوستش داری؟ …
نشانی اصلی این پست در سایت رمان بوک به آدرس: رمان پاره دل
اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.