دانلود رمان بار دیگر با تو از سپیده مختاریان کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، خارجی
تعداد صفحات : 1195
خلاصه رمان :
دختر کوچک خانواده صدر مسئولیت های بزرگی بر عهده اش گذاشته میشود و در این راه با ممنوعه زندگی اش پس از ده سال ملاقات میکند. اینبار او هیچ وجه اشتراکی با ادمی که ده سال پیش بود ندارد…
قسمتی از داستان بار دیگر با تو
آفتاب وسط آسمان تیرماه آتش میسوزاند همه به خواب نیم روزی رفته اند و تنها منم که به قول مادر خواب نداشتم دو پایم را در حوض وسط حیاط گذاشته و در رویا طرحی که میخواستم برای عروسی ترانه بپوشم را تجسم میکردم. زنگ خانه رشته خیالاتم را پاره میکند. سریع بلند می شوم و
چادر گل گلی سفید مادر را که روی طناب است سر میکنم با دو خودم را به در میرسانم و باز میکنم ماهرخجان و فریبرز خان هستند. سلام میکنم و از جلوی در کنار میروم. ماهرخ جان با محبت جلو میآید و روبوسی میکند: خوبی سورمه جان؟ دلم برات تنگ شده بود. با خجالت در مقابل ابراز
احساسش سرم را پایین میاندازم: مرسی. نفر بعدی فریبرز خان است که حال و احوال میکند. فریبرز خان از آن دسته مردها بود که جذبه خاصی داشت خود به خود مقابلش خجالت میکشیدی وای به حال منی که خودم هم خجالتی بودم محال بود سرم را بالا بیاورم. صدای مادر را از ایوان
طبقه دوم میشنوم که بلند میگوید: کیه سورمه؟ در حال آب شدنم مادر چرا داد میزد نمیفهمیدم. جوابی از من نمیگیرد خودش به حیاط و بازار خوش آمدگویی داغ میشود. هنوز در را رها نکرده ام که فریال با موهایی خرگوشی داخل می آید و سلام میکند کوله پشتی روی دوش دارد و خنده ای که …