دانلود رمان تخت طاووس از عاطفه منجزی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی
تعداد صفحات : ۲۰۰۲
خلاصه رمان:
با تخریب خانه کلنگی قدیمی خانه کهنه ساخت مجاورش هم فرو میریزد. این حادثه آغاز تقابل بین لیا و همسایه مرموز و جذابش میشود …
قسمتی از داستان تخت طاووس :
چشم که باز کردم هنوز در همان تاریکی سنگین بودم و دستی روی دهانم را چسبیده بود اما در کمال تعجب به جای آن بوی مشمئز کننده ترشیده و متعفن بوی خوشی به مشامم نشست عطر مردانه ای که آشنا بود. پنجهی لرزانم محتاط بالا آمد تا دستی که دهانم را چسبیده بود عقب بزنم که صدای نفس
گرمی همراه با صدای “هیسسس” گفتنی در گوشم پیچید؛ باز هم ناجیام! دیگر جای لجاجت نبود، بالعکس قلبم به حضور اطمینان بخشش گرم شد اما به دهم ثانیه نکشیده، با شنیدن صدای مردانه ای که نشئگی از آن میبارید دلم از ترس مچاله شد! -جمالتو عشقه داداش، جمع کنیم کجا در به در بشیم؟!…
تازه جا خوش کرده بودیم!… _خفه بمير!… همینجا بمون و جم نخور تا برگردیم… بریم بچه ها… باید اطرافو بگردیم و اگه دور نشدن یه فکری براشون کنیم!.. سيا؟.. تو برو واینستا اینجا، بپر توی ماشینتو گاز بده برو… موادی که توی ماشینته رو ازمون بگیرن، کارمون ساخته ست، ممد تو دم در وایسا
کشیک بده!.. و بعد صدای قدمهایی که دور میشدند! یکی از صداها، صدای همان آدمی بود که بالای سرم نعره کشیده بود “بتمرگ” آن موقع صدایش خیلی مهیب به نظرم رسیده بود و حالا صدایی بود غرق در نشئگی و شاید هم خمارزدگی ناشی از مواد مخدر! چشم به هم فشردم و چهارستون بدنم باز هم لرزید …