دانلود رمان فصل بی مرگی (جلد دوم) از محرابه سادات قدیری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۴۰۶
خلاصه رمان:
سر و صداها رو میشنیدم و تلاش میکردم خواب از سرم نپره و دوباره به دنیای بی خبری برگردم و در عین حال از این مطمئن بودم که خودم مغزم تن خستهم و روحمم اگه بخوایم دوباره بخوابیم، اون رشته کوه لعنتی محاله بذاره! سر جام غلتی زدم و به در اتاق پشت کردم. لحاف لایکویِ سرمه ای رو تا بالای سرم کشیدم و به تاریکی زیرش پناه بردم. به دقیقه نکشیده صدای باز شدن لولای در اومد و پشت بندش تخت تکون آرومی خورد …
قسمتی از داستان فصل بی مرگی :
البرز تخت رو دور زد و سمت دیگهش نشست. تنه به طرفش چرخوندم و منتظر موندم تا مدارک شناسایی مرد رو از کیف در بیاره. یکی دو تا کارت بانکی رو بیرون کشید و بعد یک کارت اهدای عضو رو به سمتم گرفت. نگاهی به اسم و فامیل مرد انداختم کارت بعدی گواهی نامه هوشمندش بود و کارت
بعدی کارت ملیش. -فقط یه ابله با این همه مدارک شناسایی تو همچین شلوغیایی شرکت میکنه. یک لحظه نگاه از کارت ملی مرد گرفتم و به البرز خیره شدم. منم با کیف پولم تو اون خیابون بودم. تو کیف پولم هم کارت شناسایی بود. آدم دوست نداره وقتی میمیره ناشناس تو یکی از کشوهای سرد
خونهی ناکجا آباد معطل بمونه. نگاه البرز به چشم های من خیره موند و بعد دوباره سری به تأسف تکون داد و صداشو پایین نگه داشت: محال ممکنه بتونی خودتو جلوی نهال تبرئه کنی. کارت ها رو به سمتش گرفتم و دراز کشیدم. دوباره کف دستمو روی چشم هام گذاشتم و پرسیدم: فشارشو گرفتی؟
-بد نیس فکر نکنم مشکل حاد باشه ولی… مكث البرز باعث شد دست هامو از روی صورتم بردارم و نگاهش کنم همون جوری که از جاش بلند شد گفت: اگه طوریش بشه مدرک پزشکیمونو باید ببوسیم بذاریم کنار بعد به سمت در راه افتاد با نگاه دنبالش کردم. قبل از این که از اتاق بره بیرون برگشت …