دانلود رمان ناجی زخم خورده از نرگس کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۱۳۴۱
خلاصه رمان:
ترنم با پدری متعصب و سختگیر، تمام دلخوشی زندگیش به وجود مادرش و پسرخالهاش الیاس عجین شده. صمیمیت و وابستگی او و الیاس به کودکیشان محدود نشده و همچنان باقیست. با اتفاقاتی آراز برادر ناتنی الیاس درگیر زندگی ترنم و الیاس میشود و فصل تازهای از زندگی برایشان رقم میخورد …
قسمتی از داستان ناجی زخم خورده :
از حرص و عصبانیت ضربان قلبم به تکاپو افتاده تموم تنم نامحسوس میلرزه!… گره بین ابروهاش سخت ترشد: فال گوش موندی؟! اینهمه براش حرف زدم اونوقت واسه فال گوش موندن داره مؤاخذهم میکنه. _تصادفی شنیدم! بعدشم بهتره به جای سرزنش کردن من، دست از سر الیاس برداری چون اصرارت واسه
ازدواج اونو به این حال انداخته!… معلومم نیست باز اصرار کنی دفعه بعد قراره چه بلایی سر خودش بیاره!.. نمیدونم دلیل اینهمه اصرار برای زن گرفتن الیاس چیه؟! ازدواج زوری نمیشه که! مگه داریم تو عهد بوق زندگی میکنیم! انگار سر قضیه از دست دادن الیاس از خود بیخود شدم! وگرنه اینهمه جسارت در مقابل این مرد
دلهره آور با روحیهم سازگاری نداره! اصلاً عادت به اینهمه خشم ندارم، منی که الان دارم از زورخشم به خودم میلرزم!… برخلاف انتظارم خیرگی سیاهی چشماش ذرهای رنگ خشم به خود نگرفت. … خونسردانه لب زد: میترسی الیاس ازدواج کنه برات رقیب پیدا بشه! درست زد رو هدف!.. نگاشو با بیرحمی رونگاه ماتم تنگ کرد:
میترسی یه دختر از راه برسه هم بازی بچگی هاتو از دستت بقاپه! داشت ترس هامو به زبون میاورد!.. غیرارادی بیشتر عصبی شدم: -من همچین ترسی ندارم چون اگه روزی الیاس ازدواج کنه، قرار نیست همچین اتفاقی بیفته. نگاه خیرهش انگار به قدری قدرت داشت تا مغز استخوانم راه باز کنه! تا بیشتر اعصابمو از واهمه رسوا شدن …