دانلود رمان واهمه از فاطمه خاوریان کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی
تعداد صفحات : ۱۶۹۱
خلاصه رمان:
هدیه که چندسال برای نریمان پنهانی صبر کرده طاقتش تموم میشه و با درگیری هایی که پیدا میکنن از سر لج و لجبازی به خواستگاری پسر عموی نریمان، حسام جواب مثبت میده حسامی که به خاطر مادرش عشق خواهر (دنیا) نریمانو تو دلش سرکوب کرده به خواستگاری سنتی رفته و مراسم نامزدی هم گرفته حسامی که وقتی میفهمه نزدیکترین آدمای زندگیش بازیچه بچه بازی های خودشون کردنش نقشه ای براشون میچینه. دنیایی که از لجبازی ها خبر داشته و هربار سوالاشو به دروغ جوابگو بوده …
قسمتی از داستان واهمه :
در را باز میکند و بیرون میرود… نفس نفس میزند.. پله ها را پایین میرود و سمت ساختمان میدود. در که باز میکند نریمان حوله را از سرش دور گردنش می اندازد و هاج و واج نگاهش میکند: سر آوردی مگه؟ چه خبره؟ اشک توی چشم هایش میجوشد… نفس ندارد… به در تکیه میدهد… نفهمید
نریمان کی برگشته… نفهمید چطور بغضش شکست… نریمان نگران جلو میرود: دنيا؟ لب باز میکند اما تارهای صوتی اش فلج شده… اشکش میریزد… نریمان بازوهایش را میگیرد: دارم میگم چته؟ کسی چیزیش شده؟ هدیه خوبه؟ بغضش میترکد: میگم فقط.. شلوغ نکن.. فقط برو سراغ هدیه بعدم …
صدای نریمان بی طاقت و خسته بالا میرود؛ جونم بالا اومد دحرف بزن. زن عمو شماره خونه هدیه رو ازم خواست. دست های نریمان شل میشود… گیج نگاهش میکند. _که چی؟ نفس بریده و داغدار از یک عشق نافرجام جان میکند: برن خواستگاری! نگاه مات نریمان روی چشمهای بی قرار و پر از
اشک دنیا میماند.. عقب میرود.. عقب تر… کمرش به پشتی کاناپه میخورد. _شر تحويل من نده دنیا… مسخره بازی نکن حوصله ندارم. _زن عمو گفت حسام راضیه… یعنی… مشت نریمان بی طاقت و خسته از دوری و انتظار بی ثمر به کاناپه میخورد و داد میزند: گوه خورده.. حسام گو.. دنیا با عجله …