دانلود رمان قرارمان کنار رازقی ها از مریم عباسقلی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۸۱۷
خلاصه رمان:
بدون اینکه کوچکترین نگاهی سمت دختر کناریاش بیندازد، در ماشینش را باز کرد و کوله پشتی نارنجی رنگ او را با حرص روی صندلی عقب پرت کرد. صدای اعتراضش بلند شد. -چرا پرت میکنی؟ عصبانی بود و دوست داشت هوار بکشد. یقهی پیراهن مردانهی گشادی که تنش بود را از پشت در دست گرفت و عملاً گیسو را دنبال خودش کشید تا ماشین را دور بزند. جیغ جیغ کرد …
قسمتی از داستان قرارمان کنار رازقی ها :
گیسو کنج تختش نشسته و زانوهایش را در شکمش جمع کرده و دست هایش را دور آن ها حلقه کرده بود. صورتش را روی زانوهایش گذاشته بود و با گردنی کج شده نگاه از عکس نادر که درست مقابلش بود میگرفت و نگاه به پنجرهی باز اتاقش میانداخت و باز دوباره مردمک هایش را از پنجره
جدا میکرد و چشم به عکس پدرش میدوخت. نیم ساعتی بود که تنها تحرک بدنش همین حرکت چشم هایش بود ناتوان شده مقابل بغضش دیگر مقاوت نکرد و اجازه داد آب شود تا از چشم هایش شُره کند. نیاز شدید به مصرف آن قرص ها را احساس میکرد یا شاید حتی چیزی قوی تر از آن دلش رفتن
میخواست. دوست نداشت در آن خانه بماند. دوست نداشت بنشیند و چشم به پنجرهی اتاق او که انگار چندین میلیون سال نوری از هم فاصله داشتند، بدوزد. میخواست دور شود آن قدر دور که دیگر هیچ وقت چشمش به آن پنجره نیفتد. دوست نداشت در این شهر و حتی در این کشور بماند. رو به
عکس پدرش زمزمه کرد: بابا.. بابا دنیام بعد تو خراب شد. اما بابا… بابا من بعد عطا من بدون عطا میمیرم بابا نمیدونی چی به سر دل دخترت اومده بابا… بابا اگه تو بودی اگه بودی و بهت میگفتم عاشق شدم، میگفتم عاشق عطا، عاشق عمو عطا شدم! درکم میکردی؟! بابا… این عشق غلطه؟! غلطه؟!