دانلود رمان آیلین بانوی من از فریده بانو کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۷۴
خلاصه رمان:
راجع به دختری هست که خونه ی پدر خونده اش زندگی میکنه و این پدرخونده یه پسر داره که بعد از ۱۲ سال میخواد از انگلیس برگرده و دختر قصهی ما از این پسر متنفره… حالا باید تحملش کنه یا …
قسمتی از داستان آیلین بانوی من :
اتاق تاریک بود و فقط نور کمی از توی سالن، میان در باز اتاق به داخل میتابید خواستم از زیر دستش فرار کنم که پام با خورده شیشه های کف اتاق بر خورد کرد اما انقدر ترسیده بودم که درد شیشه فقط برای لحظه ای باشه رانیک محکم موهای بلندمو گرفت و کشید، محکم به طرف دیوار پرتم کرد.
بدنم محکم با دیوار برخورد کرد و درد توی تمام تنم پیچید. صدای ناله ام جری ترش کرد گفت: انقدر میزنمت تا بمیری! -من چیکارت کردم کثافت من که هنوز از کارای کثیفت به کسی چیزی نگفتم انگار کر شده بود مثل وحشیا بهم حمله کرد اونقدر کتکم زد که نای حرکت برام نموند تمام لباسام رو
توی تنم تیکه پاره کرد گرمی خونو کنار لبم احساس میکردم چاقوی دستشو محکم فرو کرد توی شکممو چرخوندش نفسم برید هیچ توانی نداشتم یک جیغ خفه تونستم بکشم تو حال خودم بودم که رانیک از جا پرید گفت: لعنتیا انگار برگشتن از پنجره اتاقم پرید بیرون کم کم داشتم بیهوش میشدم. صدای
اطرافمو ناواضع میشنیدم وقتی قامت بلند و چهار شونهی مردی توی چهارچوب در ظاهر شد آه از نهادم بلند شد که نکنه دوستای کثیف رانیک باشن اما وقتی صدای بم و معجزه آسای ایلیا توی گوشم پیچید، ته دلم قرص شد ایلیا: بانووو آیلین بانو چقدر میخوابی مگه قرار نبود تا اومدن ما بیدار باشی …