دانلود رمان دیانه از فریده بانو کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی
تعداد صفحات : ۱۴۴۴
خلاصه رمان:
این رمان در مورد مردی به اسم احمدرضا است که زنش مرده و یه دختر بچه ام داره سال ها قبل احمدرضا دل به دختر عموش، مرجان میده اما مرجان خیانت میکنه با کسه دیگه ای ازدواج میکنه. حالا بعد چندسال دختر مرجان به اسم دیانه به یه سری دلایل پاش به خونه احمدرضا باز میشه و پرستار دخترش میشه تا اینکه…
قسمتی از داستان دیانه :
نمیدونم چقدر توی خودم غرق بودم که سایه ای بالای سرم ظاهر شد. آروم سر بلند کردم و احمدرضا رو با اخم نشسته میان هر دو ابروش بالای سرم دیدم. ترسیده از روی مبل بلند شدم که گفت: تا کی مثل کولی ها این گوشهی سالن میشینی و بقیه رو نگاه میکنی؟ برو به بهارك غذا بده. -بله! از کنارش
رد شدم سمت جوون ها که کنار هم نشسته بودن رفتم. بهارك رو از بغل هدی گرفتم که دستاشو دور گردنم حلقه کرد صدای پچ پچشون آزار دهنده بود. یکی از دخترا گفت: مواظب باش پات پیچ نخوره و بقیشون زدن زیر خنده امیر علی گفت: تو مانتوت هانیه و نسترنم جا میشن. و هر هر خندید که هانیه
گفت: امير.. اونم گفت: جون! قدمی برداشتم تا خدای ناکرده با بهارک نیوفتم. امیر حافظ تنها روی مبل تک نفره ای نشسته بود و با اخم به صفحهی گوشیش نگاه میکرد. خاله اومد طرفم گفت: میخوای من به بهارك غذا بدم تو پیش بچه ها باشی؟ بهاركو تو آغوشم فشردم: نه ممنون خودم غذا میدم.
سمت اشپزخونه رفتم شوکت خانم با یه خانم دیگه تو آشپز خونه بودن. شوکت با دیدنم لبخندی زد: سلام دخترم خوبی؟ لبخندی زدم: ممنون. دستی به گونهی بهارک کشید: میخوای بهش غذا بدی؟ -بله. روی میز آشپزخونه گذاشتمش و پارچه ای روی پاهاش پهن کردم پستونکش رو از تو دهنش در آوردم …