رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان وارموش

رمان وارموش اثر عطیه خلیلي لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

ترانه، کسی که تنها بودن را بجای با خانواده بودن ترجیح داد، کسی که تنهایی را با شلوغی طاق زد، سکوت او تنهایی را به آغوش کشید! اما تنها ماندن همیشه انتخابش به دست خودمان نیست، این جریان زندگی ست که در پلکی بر هم زدند مانند دژاوی به یکباره فقط خودت نجات دهنده خودت می‌شوی، ترانه تنها در حال زندگی روزمره و انرمال خودش را طی می‌کرد ….

تکه ای از داستان وارموش

هر وقت تو سرما سیگار میکشیدم، یکی بود که کمرمو میگرفتو منو به خودش نزدیک تر از همیشه میکرد حتی همون کس میگفت باید حس کنی تا بفهمی فقط ذهنمو درگیر نکردی حتی این تنم تشنه تو، یکی بود که تو اون سرما لبای گرمشو رو پوستم احساس میکردم، اما یکی بود که دیگه حالا نیست بگیم به جهنم که بگذره. که امیدوارم بگذره.. پتویی که به روی تک صندلی تراس بود را برداشتم بروی صندلی نشستم نفس عمیقی کشیدم، خیلی عمیق اونقدر که فکر کنی این آخرین فرصت نفس کشیدنته، نمیدونم تجربه کردی یا نه؟

اما من فقط سرمای جسمم رو حس نمیکنم، حس میکنم اونقدر سردم که با هر نفس کشیدنم جسمم اون سردیو حس میکنه خیلی مسخرست ولی حال الانه منه. با صدای چیکو به سمتش برگشتم تنها همخونه و رفیق شفيق من سگ طلاییم ،بود حس میکردم با هر بار نگاه کردن بهش حالمو از چشمام میفهمه ترسناکه..؟! اینکه سگ خونگیت مثل یه انسان متوجه تمام عواطفت باشه اما شایدم دلگرم کنندست که حالتو یک انسان نه بلکه یه حیوان درک کنه.. دیونگی، من و چیکو نیستیم! اونیکه یه روز بعد از وفای با من زد زیر تمام عهد و پیمانش مهرموم شدنش به زندگیم گم و گور شد و رفت.

چیکو گرسنشه، شاید فقط بخاطر حضور اونم که شده منم بهتر بتونم بفهمم که انسان که هیچ حتی یه حیوانم مهمترین عطف بدنیش خوردن و آشامیدن. من بیا ،پسرم گرسنه ای مگه نه؟ من چشمات نشون میده گرسنته، بدو بیا ظرف غذایش رو برایش پر کردم که صدای درب هم بلند شد؛ پلیورمو از رو کاناپه ای که پخش شده بود رو برداشتم درب را باز کردم با دیدن پستچی و سرمایی که یهو وارد خونه شد بود لرزی به تنم انداخت که پلیور تنمو بیشتر بهم فشار دادم روز بخیر +ترانه فراهانی؟ خودمم
براتون از برند کالوین کلین ( ck ) پست آمده.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
ترانه، کسی که تنها بودن را بجای با خانواده بودن ترجیح داد، کسی که تنهایی را با شلوغی طاق زد، سکوت او تنهایی را به آغوش کشید! اما تنها ماندن همیشه انتخابش به دست خودمان نیست، این جریان زندگی ست که در پلکی بر هم زدند مانند دژاوی به یکباره فقط خودت نجات دهنده خودت می‌شوی، ترانه تنها در حال زندگی روزمره و انرمال خودش را طی می‌کرد ....
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    وارموش
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    عطیه خلیلي
  • صفحات
    396
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,243 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.