دانلود رمان شاهزاده مافیا (جلد اول) از مترجم بهار کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، مافیایی، هیجانی، رازآلود
تعداد صفحات : ۱۶۸۴
خلاصه رمان:
چی میشه وقتی درون یه خانوادهی از ریشه مافیایی متولد بشی، پدرت دُن باشه اما هیچ علاقهای برای گرفتن جایگاهش نداشته باشی؟ چی میشه اگه تو یه مهمونی مافیایی چشمت به یه دختر زیر سن قانونی بخوره و عشق مثل یه آذرخش بهت میزنه؟ چی میشه اگه بخوای از اعتبار مافیائیت به عنوان یک پرنس مافیایی استفاده کنی و اون دختر رو نجات بدی؟ اینجاست که روسای مافیا برات یک شرط میذارن؛ یکی از ما باش تا اون دختر رو آزاد کنیم. وقتی مجبوری به خاطر یک دختر زندگی خودت رو وثیقه بگذاری و وارد دنیای سیاه مافیا بشی. آیا عشق واقعا ارزشش رو داره؟
قسمتی از داستان شاهزاده مافیا :
برای اولین بار در طی مدتهای مدید احتمالا در کل عمرش هیون احساس میکرد جاش امنه تقريبا. پشت پنجره رفت و به بیرون نگاهی انداخت خورشید داشت بالا میومد و آسمون روشن تر میشد. حیاط پشتی سبز و پرگیاه بود درختها همه در یک سطح و چند صد متر دور از جنگل پراکنده شده بودن
هیون تو فکر این بود که درختها تا کجا پیش رفتن و کدوم مسیر به شهر میرسه کسی با پای پیاده چقدر طول میکشه برسه. نهایتا صدای سرفهی آرومی بهش هشدار داد که تنها نیست کارماین با بانداژ تازه ای که دیروز رو سرش نبود سمت پله ها میرفت. دیدن چهرهی کارماین باعث شد چیزی تو دل
هیون بهم بپیچه نگاهش رو هیون اومد و جا خورد. «مسیح، داری چی کار میکنی؟» «فقط تماشا میکنم.» هیون گفت به پنجره اشاره کرد. «توی تاریکی نمیتونستی یه چراغی چیزی روشن کنی؟» نگاهشو از کارماین گرفت. «ببخشید.» «طوری نیست» گفت «دفعهي بعدى سعى كن يه صدایی بدی تو از یه
گربه مارموز بدتری. شاید نیاز به زنگوله داری.» اشکهای خیانت کار توی چشمهاش ساخته شدند. نذاز گریت رو ببینه به خودش گفت. «تلاشمو میکنم.» «حالا بگذریم تو کی هستی؟ اینجا چی کار میکنی؟» «هیون» آروم گفت و نگاهی دزدکی به کارماین انداخت. پسر نگاه عجیبی بهش انداخت …