دانلود رمان عشق آلوده به انتقام از ماریا کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۵۷۲
خلاصه رمان:
از لحن هراسان مادرم شتاب زده از روی صندلی بر میخیزم: چی دارین میگین مامان! صدایش میلرزد: نمیدونم آریا... نقاب زده بود. گفت پولی ندارم. جاییم ندارم برم از قشم اومدم. میشه یه لیوان آب بهم بدین؟ دلم به حالش سوخت آوردمش تو حیاط. چشم های مظلوم سبز رنگش حالمو خراب کرد. به زور کشوندمش تو خونه. براش شربت درست کردم آوردم. برای این که معذب نشه برا خودمم شربت درست کردم. گفتم ثواب داره. ولی گفت خیلی تشنمه برام یه لیوان آب بیارین. صدایش لحظهای قطع میشود…
قسمتی از داستان عشق آلوده به انتقام :
چشمانم باز می شود به سقف خیره میماند. با ضربان بی امان قلبم قفسهی سینهام بالا پایین میپرد، گلویم خشکیده و راهش بسته! خواب ها یی که منشأ اصلیش را نمیدانم! دختری که در میان خواب و رویا تهدیدم میکند به زور میتوانم با چنگ زدن ملحفه نیمخیز شوم.
دم و بازدمم را گم کرده ام. هر کاری میکنم نمیتوانم به خودم مسلط باشم. به زور برمیخیزم و پنجره را باز میکنم تا شاید هوای آزاد بتواند راه نفسم را بگشاید و از این خفگی برهاندم! دستانم را به لبه آن میگذارم و بیرون دولا میشوم. دم عمیقی میگیرم و ثانیهای در
سینه حبس میکنم. آسمان آبی صاف، صدای زیبای گنجشک ها، بوی بهاری دلنشین باز هیچ تأثیری در حال بدم ندارد بازدمم را به زور و لرزان بیرون می فرستم دلم میخواهد فریادی بکشد که کل دنیا را بلرزاند! فریادی که از این نگرانی و تشویشها برهاندش. غرق
در افکار مشوش، تنم را سمت حمام میکشانم و بدن داغ شده ام را به آب سرد روان زیر دوش میسپارم… به خاطر کار مهم بابا صبح زود از خانه خارج نشدم. خیلی به ندرت پیش میآید که من دور میز صبحانه به بقیه خانواده ملحق شوم… با ازدواج کردن خواهرها …