دانلود رمان آینه ای در برابر آینه ات میگذارم از نغمه نائینی و Hank کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۶۹۸
خلاصه رمان:
پسر جوونی به خاطر کار، از آمریکا به ایران میاد. در خلالِ کار، تصمیم میگیره دنبالِ بهونه ای بگرده که مادرش رو بعد از بیست و پنج سال به ایران بکشونه. بهونه ای که دنبالشه، هم مربوط میشه به گذشتهی مادرش و هم عاشق شدنِ خودش …
قسمتی از داستان آینه ای در برابر آینه ات میگذارم :
کمرش تازه بهتر شده بود و بعد از دو روز توانسته بود به مدرسه برود. سیما غر میزد سر به هوایی کرده ولی هانیه بابت برخورد امیرعلی هنوزهم در هپروت و رویا سیر میکرد. عصر که به خانه رسید، حیاط آب و جارو شده بود و فقط توی باغچه برفهای کدر و مانده تلمبار بود. منقل گرد ایران
خانوم روی پله ها بود و از در اتاقشان، صدای حرف میآمد. حتما مشتری داشتند که مجبور شده بود به اتاق برود. دو روز بود ذوق داشت؛ حتی وقتی با محبت برای هانیه آش آورده بود و یک قوطی روغن سیاه بدبو که به کمرش بمالد. نشست کنار علاء الدین و مثل همه آن دو روز، غرق فکر شد. از همان
شب دیگر ندیده بودش گاهی صدای حرف زدنش را با سیما از حیاط میشنید که سفارش میکرد در نبود عمو ناصر، هر چه نیاز دارند به او بگوید. با سلام و علیکش را با آقا صابر که همیشه بلند حرف میزد. دلش برای نگاه نگران او تنگ شده بود ولی مگر با وجود مادرش میتوانست دست به ظرف ببرد
یا بخواهد در غذا پختن کمکش کند که بتواند به بهانهای سر راه امیر علی سبز شود؟ صدای موتور که آمد فکر کرد آقا صابر است ولی یا ا… امیر علی باعث شد با وجود درد، سریع بلند شود و کنار پرده بایستد. پردهی جلوی در تکان خورد بعد امیر علی وارد حیاط شد. ایران خانوم و پشت سرش سیما و …