دانلود رمان خدا نگهدارم نیست از دریا دلنواز کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 1002
خلاصه رمان :
درباره دو داداش دوقلو هست به نام های یغما و یزدان. یزدان چون تیزهوش بود میفرستنش خارج پیش خالش که درس بخونه وقتی که با والدینش میره خارج که مستقر بشه یغما یه مدتی خونه عموش میمونه که مادر و پدرش برگردن. توی اون مدتت یغما متهم به چشم داشتن زن عموش میشه و کلی اتفاقات میوفته …
قسمتی از داستان خدا نگهدارم نیست:
دوازده سال و دو روزم بود که برادرم از ایران رفت. قل کوچکترم … قل هشت دقیقه کوچکترم. از دوازده سالگی به بعدم را یادم نیست یعنی مهم نبوده که یادم بماند. تمام عمر من تا همان سال بود و بعد از آن، همه چیز تمام شد. وقت رفتش باز هم پرسید که تو راضی به رفتنم هستی؟ و من
هیچ بارش نتوانستم بگویم این سوال را در جمع نپرس. بعضی حرف ها در گوشی است. من در جمع محافظه کارانه تر رفتار میکنم تا وقتی در تنهایی ام باشم، تو که این را بهتر میدانی نگفتم و تمام لحظه هایی که پدر و سیمین همراه او چمدان می بستند من از درون، اشک ریختم. پس از شش ماه
که برادرم شرایط ثابتی پیدا کرد آنها برگشتند. او را به خاله ناتنی ام سپردند. در حالیکه هر دوی ما همان سال یتیم شدیم خانواده ام بی آنکه بدانند در آن شش ماه بر من چه گذشت آمدند و به خیال خودشان نبودنشان را جبران کردند. قل کوچکترم روز به روز بزرگ تر شد و پیشرفت کرد و من روز به
روز درجا زدم من خودم خواستم و او هم خودش خواست و هردوی ما یادمان نبود هرچه خدا خواست همان میشود! حالا بعد از بیست سال برادرم دارد برمی گردد چون ما باید وصل بهم میماندیم… یعنی حالا که رشته محبتمان به مو رسیده است باید کسی وصل نگهمان دارد و پدرم این ‘باید’ را …