دانلود رمان ماه من بمان از مرجان مرندی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۱۴۷
خلاصه رمان:
من ماهکم! وقتی باعشق ازدواج کردم فکر نمیکردم یه روزی میرسه که دوباره به خونه پدریم برگردم… حالا اما اون روز رسیده و من دوباره تنهام… تنها شدم در حالی که خواستگار سابقم همسر دخترعمومه و بازم نگاهش روی من میچرخه… مجبورم که دوباره ازدواج کنم که تو، پسر عمویی که همیشه مثل برادرم بوده میای و بهم اون پیشنهاد عجیب رو میدی… همه چیز مثل خواب میمونه اما واقعیت اینه که من محرم تو شدم… محرم مردی که یه عمر مثل برادر دوستش داشتم …
قسمتی از داستان ماه من بمان :
از هتل که خارج شدند به سمت شهرک غرب و خانهی پدری آوش حرکت کردند. آوش صدای موسیقی را بلند کرده و خودش هم با خواننده هم صدا شده بود. ماهک دسته گلش را از پنجره بیرون گرفته و تکان میداد و دست دیگرش هم در دست هاي گرم آوش قفل شده بود. نیم ساعت بعد به خانهی
پدري آوش رسیدند. دختر و پسرهاي فامیل آوش وسط مجلس بودند و ماهک شنلش را محکم چسبیده بود تا بدنش نمایان نشود، او هنوز هم دختر مامان نرجس بود. ماهک که با وجود مختلط شدن مجلسشان حالا بیشتر از لباس هاي فاميل آوش خجالت زده شده بود داشت نگاهش دنبال سارا می
گشت تا پیشش بیاید و کمی احساس آرامش کند که دید عمه مهدخت و آقا رسول با مارال و شوهرش نزدیکشان شدند. مهشید به خاطر کار شوهرش همان مقابل هتل از آن ها خداحافظی کرده و رفته بود. حالا خداحافظی با عجله عمه مهدخت و خانواده اش تنها معنایی که توانست داشته باشد
این بود که از حضور در چنین جمعی معذب هستند حق داشتند! ماهک خودش هم از نگاه کردن به جمعیت مقابلش معذب میشد. عمه مهدخت بهانه سر درد آورد و تبریک گفت و برایشان آرزوی خوشبختی کرد و چند لحظه بعد آنها رفتند. ماهک بدنبال مامان نرجس و عمو بیژن گشت. دوست نداشت …