رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان درد داشت لبخندت از دل آرا دشت بهشت رمان رایگان

رمان درد داشت لبخندت از دل آرا دشت بهشت لینک مستقیم

دانلود رمان درد داشت لبخندت از دل آرا دشت بهشت کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : 1662

رمان درد داشت لبخندت

خلاصه رمان :  

پاهایم را زیر صندلی به‌هم پیچاندم و کف دستم را با حرص به مانتوام کشیدم. عرق لعنتی! نباید هول می‌کردم، نباید خراب می‌کردم، من به این کار نیاز داشتم! شش سال درس نخوانده بودم که بنشینم توی خانه و بچه نگه دارم! باید به همه ثابت می‌کردم آدم درجا زدن نیستم. به حسام فکر کردم‌ و لبخند کل صورتم را پوشاند. به او فکر کردم، وقتی که صبح داشت بدرقه‌ام می‌کرد …

قسمتی از داستان درد داشت لبخندت:

با لبخندی عمیق نگاهش می‌کردم نمی‌دانم آخرین باری که او را بدون شکسته نفسی دیده بودم کی بود! بی صبرانه منتظر روزی بودم که دکوراسیون چوبی هتل سر و صدا کند و اسم حسام را داد بزند. _هوی آقاهه، نبینم خوشتیپ کنی بری سر قرارا ! لپم را محکم کشید و جیغم را در آورد. -آقاتو نشناختی تو؟

در حالی که لپم را می‌مالیدم غر زدم: دردم گرفت. _کشیدم که دردت بگیره. از پشت فرمان بودنش سوء استفاده کردم و دندان‌هایم را روی عضله محکم بازویش فشار دادم و از صدای دادش غرق لذت و سرخوشی شدم. حس خوب امشب به قدری زیاد بود که تمام هفته را تاب بیاورم و به نگاه های

عجیب گودرز اهمیتی ندهم. صحبت هایی که ناهار به زندگی شخصی کشیده می‌شد، می‌پیچاندم و تماس پاهایمان در ماشین را با قرار دادن کیفم بینمان، به صفر می‌رساندم. شاید وضع مالیمان توسط حسام آنقدر خوب میشد که بر می‌گشتم سر تدریس و عطای کار کردن در این شرکت معروف را به

لقایش می‌بخشیدم ولی حالا مجبور بودم این شرایط را تاب بیاورم من آدم کم آوردن نبودم حالا هوا رو به سردی می‌رفت و پاییز خودش را به رخ می‌کشید. حسام امروز سر قرار رفته بود ولی نمی‌دانم چرا هرچه انرژی منفی وجود داشت من به سمت خودم می‌کردم. صبح بامامان تماس گرفتم تا به او خبر بدهم …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
پاهایم را زیر صندلی به‌هم پیچاندم و کف دستم را با حرص به مانتوام کشیدم. عرق لعنتی! نباید هول می‌کردم، نباید خراب می‌کردم، من به این کار نیاز داشتم! شش سال درس نخوانده بودم که بنشینم توی خانه و بچه نگه دارم! باید به همه ثابت می‌کردم آدم درجا زدن نیستم. به حسام فکر کردم‌ و لبخند کل صورتم را پوشاند. به او فکر کردم، وقتی که صبح داشت بدرقه‌ام می‌کرد ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    درد داشت لبخندت
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    دل آرا دشت بهشت
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    1662
خرید کتاب
15,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 2,140 بازدید
  • 15,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.